" /> رمان Archives - رمان دونی

رمان

رمان ترمیم پارت ۱۷

_ مهراد امشب کی دعوته؟ سعی می‌کنم مهگل بیدار نشود‌. من‌هم دلم کمی استراحت می‌خواهد. _ نه سلامی، نه علیکی……

بیشتر بخوانید »

رمان ترمیم پارت ۱۶

_ نه، توقع ندارم ازت کاری کنی، فقط در این‌حد که نبودم، از گرسنگی تلف نشی کافیه… اون‌جا ماشین ظرف‌شویی…

بیشتر بخوانید »

رمان ترمیم پارت ۱۵

  _ به‌کلی یادم رفته اونا رو… چه خبر از اوضاع. می‌خندد. عباس برای من فقط عباس نیست، او مأمن…

بیشتر بخوانید »

رمان ترمیم پارت ۱۴

  یک کت تک آبی روشن با سرشانه‌های چرم مشکی و یک بلوز سورمه‌ای و شلوار کتان کرم‌رنگ. این اولین‌بار…

بیشتر بخوانید »

رمان ترمیم پارت ۱۳

  نزدیک‌ترین رستورانی که می‌شناسم را انتخاب می‌کنم. یک رستوران سنتی و بسیار مجلل که من عاشق کباب‌ها و دیزی…

بیشتر بخوانید »

رمان ترمیم پارت ۱۲

  اشاره می‌کند نزدیکش بروم، می‌خواهم بیش‌تر بپرسم که بازهم تکه‌ای از آن‌چه صبحانه‌یمان است را، در دهانم فرومی‌کند. نمی‌دانم…

بیشتر بخوانید »

ثبت نام در سایت لغو شد

  دوستان ثبت نام در سایت لغو شد مث قبل ایمیل و اسمتنو بنویسید و کامنت بزارید

بیشتر بخوانید »

رمان ترمیم پارت ۱۱

  با آن چنگال در دست و پیش‌بند، با این تحکم کلام، کمی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. _ من برنامه‌ی زندگی…

بیشتر بخوانید »

رمان ترمیم پارت ۱۰

***مهگل حس می‌کنم تمام مغزم از سرب سرد و سنگین تشکیل شده است، دهانم تلخ و زبانم سِر است و…

بیشتر بخوانید »

رمان ترمیم پارت ۹

تابه‌حال با چنین شرایطی مواجه نشده‌ام، دلم می‌خواهد تمام تنش را زیر مشت و لگد بگیرم تا خنده از روی…

بیشتر بخوانید »

رمان ترمیم پارت ۸

  _ اون خطای رو پاهات کار ایناست؟ یه لباس بهتر بپوش، خط نندازن. نگاهی بی‌خیال می‌اندازد. _ ولشون کن،…

بیشتر بخوانید »

رمان ترمیم پارت ۷

  هم‌زمان که دستش به دستگیره می‌رسد، صدای درزدن می‌آید. می‌دانم خدمه‌ی هتل است که بسته‌ی من را آورده. از…

بیشتر بخوانید »

رمان ترمیم پارت ۶

  از این‌همه دستور و نگرانی بی‌مورد کلافه می‌شوم و با لحن تندی جواب او را می‌دهم. _ جناب افخم،…

بیشتر بخوانید »

رمان ترمیم پارت ۵

    اگر می‌خواهد به زندگی او گند بزنم، به‌درک. من چیزی برای از دست‌دادن ندارم. لبخند می‌زند، واقعی. پایین‌تر…

بیشتر بخوانید »

رمان ترمیم پارت ۴

  حالا او این‌جاست. توی آپارتمان و در حمام خانه‌ی من. خیالم را با زبان تلخش راحت کرده که حالش…

بیشتر بخوانید »

codebazan