رمان استاد خلافکار Archives - رمان دونی

رمان استاد خلافکار

رمان استاد خلافکار پارت ۶۸

  #لیلی _باید کمک کنی شخصی به اسم پروانه ایدین از زندان ازاد بشه البته همزمان با حرفش شونه هاشو…

بیشتر بخوانید »

رمان استاد خلافکار پارت ۶۷

  #لیلی دو روز از حضور من تو خونه دانیل میگذشت ولی هنوز نمیفهمیدم چرا منو خریده هیچ توقعی ازم…

بیشتر بخوانید »

رمان استاد خلافکار پارت ۶۶

  چند بار تو راهرو بیمارستان مردم و زنده شدم تا دکترا بهم جواب بدن ذهنم بهم ریخته تر از…

بیشتر بخوانید »

رمان استاد خلافکار پارت ۶۵

  #لیلی اروم روی پاهام ایستادم و با کمک دیوار چندقدمی راه رفتم که صدای دکتر نایت کسی که منو…

بیشتر بخوانید »

رمان استاد خلافکار پارت ۶۴

  در اتاق باز شد و باز هم اون مرد عوضی که حالا میدونستم اسمش شهرامه اومد تو. از قیافش…

بیشتر بخوانید »

رمان استاد خلافکار پارت ۶۳

* * * * * * #لیلی انقدر گریه کرده بودم که حس می‌کردم چشمام دیگه نمیبینه.. حنجره‌م می سوخت…

بیشتر بخوانید »

رمان استاد خلافکار پارت ۶۲

  فهمیدم ترسیدم و ادامه داد _امروز و فرداست بیان سراغت خیلی دلم می‌خواد بعد از اینڪه زبون چهل متری…

بیشتر بخوانید »

رمان استاد خلافکار پارت ۶۱

  * * * * * #هانا با صدای در تند از جام پریدم و درو باز ڪردم. چشماش قرمز…

بیشتر بخوانید »

رمان استاد خلافکار پارت ۶۰

  در اتاق باز شد و همون مرد بداخلاق اومد داخل… با نفرت نگاهش ڪردم ڪه گفت _داری با خودت…

بیشتر بخوانید »

رمان استاد خلافکار پارت ۵۹

  با فاصله ای کم از صورتم غرید _حواست باشه چی میگی هانا… اگه نمی‌خوای دندوناتو تو دهنت خرد کنم.…

بیشتر بخوانید »

رمان استاد خلافکار پارت ۵۸

  موهام و روی صورتش ریختم و با صدای اغواکننده ای گفتم _دلم برات تنگ شده. دکمه های پیراهنش و…

بیشتر بخوانید »

رمان استاد خلافکار پارت ۵۷

  در اتاق و باز کردم و با دیدنشون دلم ضعف رفت. هر دو غرق خواب بودن. اون هم روی…

بیشتر بخوانید »

رمان استاد خلافکار پارت ۵۶

  بازوش و گرفتم که محکم دستش و کشید و غرید _نمیخوام جلوی اون بچه دعوایی پیش بیاد. پات و…

بیشتر بخوانید »

رمان استاد خلافکار پارت ۵۵

  سعی کردم داد بزنم اما نمی‌تونستم. اشکام بی اختیار جاری شدن. اگه به آرش می گفتم این اتفاق نمیوفتاد.…

بیشتر بخوانید »

رمان استاد خلافکار پارت ۵۴

  _شب که اومدی راجع بهش حرف می‌زنیم. دیگه نمی‌خوام اون مرتیکه حقی روت داشته باشه. آروم گفتم _من هانام…

بیشتر بخوانید »

codebazan