رمان استاد خلافکار پارت 73 - رمان دونی
رمان استاد خلافکار

رمان استاد خلافکار پارت ۷۳

 

#لیلی

تمسخر آمیز گفت
_وای چه خشن!
عصبی به سمتش رفتم و روی پنجه های پام ایستادم تا قدم بهش برسه.
با حرص یقه پیراهنشو بین مشتام گرفتم و غریدم
_به خدا می کشمت امیر…می کشمت…تو کاری کردی که روزی هزار بار آرزوی مرگ کنم…کاری کردی روزی هزار بار بمیرم و زنده بشم…آخه تو چه قدر بی رحمی لعنتی…چه قدر ظالمی!
نگاه معنا داری بهم انداخت و خونسرد زمزمه کرد
_پس خیلی بهت بد گذشت عسلم؟! من که حسابی سفارشت رو کرده بودم!
یقه پیراهنش رها کردم و محکم مشتمو به تخته سینش کوبیدم.
با خشم از لای دندونای به هم کلیک شدم گفتم
_حالا که می دونم زنده ای محاله بیخیالت بشم…تا نفرستمت بالای طناب دار ولکن نیستم.
سرشو نزدیک گوشم آورد و آروم پچ زد
_تو پات به ایران نمی رسه پلیس کوچولو.
با چشمای درشت شده نگاهش کردم که ادامه داد
_من همیشه یه قدم ازت جلو ترم لیلی…اینو تا حالا چندبار بهت گفتم؟ تو الان درست توی چنگ منی!
به عقب هلش دادم و گفتم
_جلوی این همه ادم نمی تونی کاری کنی امیر کیان فرهمند!
مطمئن یه تای ابروش رو بالا انداخت و لب زد
_واقعا؟!
دهن باز کردم تا چیزی بگم که زنی توی بلندگو اعلام کرد
_مسافران عزیز…متاسفانه مشکلی در باند به وجود اومده و پروازها با کمی تاخیر انجام میشه.
با تموم شدن جمله اون زن،همهمه بدی کل فرودگاه رو پر کرد.
کاره امیر بود!
از قصد این نقشه رو کشیده بودش!
وحشت زده نگاهمو به سمت امیر سوق دادم که ناگهان با قرار گیری دستمالی روی بینیم، دیگه چیزی نفهمیدم و چشمام سیاهی رفت!

***********************
با حس گرمی دستی که داشت آروم گونم رو نوازش می کرد چشمام رو باز کردم.
با دیدن امیر که لبخندزنان بالای سرم ایستاده بود؛ برای یک لحظه خواستم مثل دیوونه ها جیغ بزنم اما خودم رو کنترل کردم.
نگاه پر از نفرت و خشمم رو بهش دوختم که لبخندش پر رنگ تر شد و گفت
_خوب خوابیدی ملکه ی من؟
خواستم از جام بلند بشم و مشتی نثار صورتش کنم اما درحین ناباوری دیدم که دست ها و پاهام به تخت بستس!
عصبی غریدم
_چرا دست و پاهام رو بستی؟
کنارم روی تخت نشست و گفت
_برای اینکه فکر فرار به سرت نزنه
با حرص بازدمم رو بیرون فرستادم و گفتم
_اینبار دیگه از جونم چی می خوای امیر؟ اینبار دیگه برام چه نقشه ای کشیدی؟ آخه لعنتی من مگه چه بدی در حقت کردم که اینقدر عذابم میدی!
خونسرد لب زد
_جواب سوال آخرت رو خوب می دونی
مثل دیوونه ها داد زدم
_نه! نمی دونم…تو بهم بگو
با اخم گفت
_تو داری تاوان بدی پدرت رو پس میدی.

با انزجار چشمامو بستم که ادامه داد
_اما نگران نباش خانومم…از حالا به بعد دیگه نمیزارم بهت سخت بگذره… البته اگه به حرفام گوش بدی!
چشمامو باز کردم و که خم شد و پیشونیم رو بوسید و از روی تخت بلند شد.
به سمت دره اتاق قدم برداشت که با حرفی که زدم میخکوب سره جاش ایستاد
_کاش همون شب مرده بودی امیر.
به طرفم برگشت و چشمکی زد و گفت
_دلت میاد برای بابای آینده بچت آرزوی مرگ کنی؟!
متعجب چشمامو درشت کردم که گفت
_خوب استراحت کن لیلی چون خیلی باهات کار دارم.

#هانا

************************
با صدای زنگ گوشیم،کاغذ های به هم ریخته مقابلم رو کنار زدم و به سمت گوشیم خیز برداشتم.
با دیدن شماره ی پرستاری که مراقب آیلا بود تند تماس رو وصل کردم که صدای گریش توی فضا پیچید.
متعجب زمزمه کردم
_چیشده؟ چرا داری گریه می کنی!
میون هق هقش گفت
_خانم…همین الان یه آقایی اومد و آیلا رو با خودش برد.
تقریبا داد زدم
_چی داری میگی مال خودت؟! یعنی چی آیلا برد؟
بینیشو بالا کشید و گفت
_خانم خواستم مانعش بشم اما آیلا هم با میل خودش با اون مرد رفت!
در حالی که داشتم هراسان محل کارم رو ترک می کردم گفتم
_اون مرد کی بود؟ چیزی نگفت؟
_نه خانم…فقط یه کاغذ داد بهم که بدم به شما.
عصبی گفتم
_همون جا بمون…دارم میام.
و بعد تند تماس رو قطع کردم و به سمت ماشینم که داخل پارکینگ پارک شده بود رفتم.
تند سوار ماشین شدم و به سمت خونه رانندگی کردم.
از محل کارم تا خونه حداقل نیم ساعت راه بود و باید زودتر خودم رو به خونه می رسوندم.
از شدت دلشوره و استرس اینقدر تند رانندگی می کردم که نزدیک بود حتی با یه نفر تصادف کنم.
نمی دونم چرا حس می کردم اون مرد آرمینه و متوجه همه چیز شده…
دروغم بابت حاملگیم…
و ماجرای تجاوز میلاد!
به خونه که رسیدم، وحشت زده زنگ خونه رو زدم که پرستار تند درو باز کرد.
با باز شدن در پریدم داخل خونه و گفتم
_اون کاغذو بده من…زود باش.
پرستار تند از روی میز کاغذو برداشت و به دستم داد.
کاغذو باز کردم و به کلماتش چشم دوختم.
با هر جمله ای که می خوندم احساس می کردم هر آن ممکنه قلبم سینم رو بشکافه و بیرون بزنه!

دست خط آرمین بود و نوشته بودش:
_آیلا با خودم میبرم تا راحت بتونی به هرزه بازی هات با اون مرتیکه حروم زاده برسی…بهت پیشنهاد می کنم دنبال آیلا نیای هانا؛ چون به محض اینکه ببینمت به خاطر اون دروغی که گفتی و جر خوردنت زیره اون مرتیکه خونت رو میریزم!

 

****************************
سیلی محکمی نثارش کردم که بر اثر ضربه من،صورتش به یک طرف خم شد.
از شدت عصبانیت تموم بدنم می لرزید و اصلا کنترلی بر رفتارم نداشتم.
نامه آرمینو به تخته سینش کوبیدم و داد زدم
_بخونش! بخونش میلاد! همه ی اینا تقصیر توعه…تقصیر تووووو.
با شرمندگی کاغذو گرفت و سرشو پایین انداخت که جدی تر ادامه دادم
_کاره تو بود نه؟ ناپدید شدن آرمین زیره سره تو بود؟!
سرشو به نشونه آره تکون داد و گفت
_باره اولی که ناپدید شد نه،کاره من نبود…اما بار دومــ…
میون کلامش پریدم و غریدم
_آخه چرا میلاد! چرا؟ هیچ می دونی با این کارت منو بدبخت کردی؟بیچارم کردی!
سرشو بالا آورد و عمیق به چشمام زل زد و گفت
_چون دوستت دارم هانا…با اینکه از آرمین حالم بهم می خوره اما بهش صدمه ای نرسوندم.
پوزخندی زدم و گفتم
_تو صدمه اصلی به من زدی میلاد…تو کاری کردی که آرمین،آیلا رو با خودش برداره و ببره…تو با اون رابطه زوری منو نابود کردی و بعد خیلی راحت همه چیزو کف دست آرمین گذاشتی تا بیشتر خرد بشم…تا بیشتر نابود بشم.

با انزجار چهرشو جمع کرد و نالید
_به خدا فکر کردم اینطوری می تونم به دستت بیارم…فکر می کردم آرمین بیخیالت میشه و میزاره و میره!
با درد چشمامو بستم و زمزمه کردم
_آره بیخیال من شد اما بیخیال دخترش نشد…بیخیال آیلای من نشد.
دستاشو روی شونم قرار داد که تند پسش زدم و یه قدم به عقب رفتم.
آشفته دستی میون موهاش کشید و گفت
_باهم آیلا رو از اون عوضی پس میگیریم.
با تاسف سری به طرفین تکون دادم و گفتم
_دیگه مایی وجود نداره…از حالا به بعد تو برای من مردی میلاد…مردی!دیگه نمی خوام ببینمت…خودم به تنهایی آیلا پس میگیرم.

#لیلی

************************
هرچی تلاش کردم تا پنجره داخل اتاق رو باز کنم،نتونستم!
امیر فکره همه چیز رو کرده بود.
امکان نداشت من رو داخل اتاقی بیاره که کوچک ترین راه فراری داشته باشه.
عصبی از پنجره فاصله گرفتم و روی تخت نشستم.
فقط خدا می دونه اینبار این هیولا برام چه نقشه ای کشیده!
کلافه نفس عمیقی کشیدم و خواستم به سمت در برم که با صدای قدم هایی که از بیرون اتاق میومد؛ تند سره جام نشستم.
به ثانیه نکشید که در باز و قامت امیر بین چهارچوب در نمایان شد.
با دیدن من لبخندی زد و قدمی داخل اتاق گذاشت و گفت
_امروز حالت چه طوره ملکه ی من!
فقط با اخم نگاهش کردم که به سمتم اومد و ادامه داد
_چه اخمو! بهتره اون سرگرد جونتو بیارم پیشت تا این اخمات از هم باز بشه.
عصبی از روی تخت بلند شدم و انگشتمو به حالت تهدید تکون دادم و گفتم
_امیر به خدا اگر بلایی سره آرش بیاری مــ…
جملم با زهرخندش قطع شد.
_تو چی؟لابد منو می کشی! ببین لیلی من اگه اراده کنم می تونم به راحتی کشتن یه پشه اون مرتیکه رو بفرستم اون دنیا.

لعنتی…
من مثلا اومدم اینجا تا پروانه نجات بدم اما خودم توی چنگاله امیر گیر افتادم.
دستی میون موهام کشیدم و پرسیدم
_از من چی می خوای؟
به طرفم اومد و همون چند سانتی متر فاصله ای هم که وجود داشت از بین برد.
نزدیک صورتم پچ زد
_همون خواسته ای قبلا ازت داشتم.
مات برده نگاهش کردم که ادامه داد
_بچه!

🍁🍁🍁🍁
🆔 @romanman_ir

446 دیدگاه

  1. حس می کنم نامرئی هستم چشمانم پر از اشک می شود و قطرات و اشک دانه به دانه به زمین میفتند . آنها را نمی بینم
    نفس هایم تند می شود قفسه ی سینه ام بالا و پایین می شود … حس می کردم کسی ریه هایم را در مشت هایش گرفته و نمی گذارد نفس بکشم مثل یک بختک رویاهایم را سیاه میکند و کابوس واقعیت را برملا می کند واقعیت اینکه
    من توهم هستم … حال که رو به روی دریای مواج کبود ایستاده ام و روی ماسه های شنی راه می روم بیشتر می فهمم که نامرئی هستم . حتی رد پاهایم را نمی توانم ببینم . پلک های خسته ام مانع از دیدن دریا میشوم .
    روزی شاید غرق دریا شدم اما زمانی که دریا خشک شده باشد ….
    نویسنده: دکاروس

    1. استعدادت خوبه دمت گرم
      خالی تر از صفر و پر زهیچ
      گم شده در کوچه های پیچاپیچ
      من ادمی زاده تبار خالی ام و
      در تنم رشد کرده پوچی هیچ
      همین حالا یهویی حسی که از متنت گرفتم…

    2. شاید زندگی این است یا شاید از تمام آرزوها از تمام رویاها از تمام عشق ها و تمام بودن ها از تمام تمام تمام زندگی سهم من این است
      این تنهایی بی پایان واین نبودن و این حس نشدن و این نامرعی بودن
      این منم
      ذهنم تازیانه می زند بر آبهای خشک شده دریا
      اما……….
      دریغ از اندکی لرزش
      شاید اب با من سرسختی می کند
      شاید ……

      1. اخه من اولین چت بودم بعد از یک ساعت که از قرار دادن پارت میگ..شت

        حالا چرا دعوات میاد ایلین خانم

      1. وااااای بچه ها این چالشه هست که اگه ریپلای کنی باید هرچی تو بگی اون بزاره
        آقا دوستم گفت بزار فردا نامزدیمه با یکی دیگه گفت بزار دارم مادر میشم
        همه ریختن خونمون دارم جواب پس میدم😂😂😂😎
        این چالش های مسخره آخه چیه

        1. اره دقیقا دوسم اینو گذاشت متاسفانه
          برای من گذاشته بود حلالم کنید /همه کسایی که دیدن فحش دادن بهم

  2. نویسنده جان دستت درد نکنه
    سلام ، شما جمع خوبی دارید اگه ایرادی نداره منم بینتون باشم چت هاتون رو تقریبا میخونم اما تا حالا نظر ندادم اسمم مائده س
    سنمم ۱۴ سالمه تقریبا رمان های زیادی هم میخونمو دنبال میکنم
    اما تو این سایت فقط دختر حاج اقا ،ترمیم ،استاد خلافکار رو خوندم

    1. سلام مائده جون فکنم هم سن خودمو تو این سایت پیدا کردم چه خوب که اعلام وجود کردی اگه میشه منم بیام تو جمع تون

      1. سلام بر مائده خانم و روشا خانم
        چند ساله و از چه شهری
        شب ها کجا میرید
        چه کاری انجام میدید

  3. هانا و ارمین تا عمر داریم بین خودشون دوتا تابمون میدن!
    بابا سنتون رفت بالا یکم زندگی کنید:/

  4. دوست عزیز آیلیین (جدید) یجورایی با شما موافقم ••• . اما در مورد بچه ها گفتید که بیشتراشون زیر۲۰سالن درست اما تکوتوک هم مثل من هستن۲۵•۲۶ ( من متولد۷۳هستم ) کنجکاوی منو میبخشید اگر ناراحت نمیشید میخواستم بدونم شما هم متولد چه سالی هستی یا حداقل اینکه بگید دهه۶۰هستید یا مثل من دهه۷۰ هستی عزیزم

      1. والا حوصله ی دهه ندادم
        دخترا از ۱۴ و ۱۵ تا ۱۸ و ۱۹
        پسر ها هم ساشا ۲۸
        سجاد ۲۹
        مرصاد ۲۳
        ادمین ۳۲
        همین دیگه
        دوتا پسر هم اومدن میلاد آقا و آقا آرتا که معرفی نکردن

            1. سلام منم ۱۴ ساله از تهران راستی بچه ها به جز منو مائده کسی هم سن و سال ما هست تو سایت
              البته میدونم زیادی پرو ام زود پسر خاله میشم

          1. چون پسر ها انگشت شمارن به پای دختر ها نمیرسن
            باید دختر باشی تا بفهمی تامام

              1. به خدا فکر کردم نوشته مرصاد گفتم اووو چی شده با من موافقه
                آره راست میگم ادمین توقع داشتی ۲۰ تا دختر رو بیام بگم
                نوچ نوچ
                کات فور اور

          1. اره لازمه اقا ارتان …
            رنگ چشمتون ؟؟؟؟
            مو ؟؟؟؟
            پوست؟؟؟؟
            لب ؟؟؟
            دماغ ؟؟؟
            اهل شیرازین یا اونجا درس میخونین ؟؟

            1. رنگ چشم یه حالت سبز .زرد داره خودمم توش موندم
              مو مشکی
              پوست برنز
              لب متوسط رو به درشت
              دماغ متوسط
              اهل تهران سرکار شیراز
              اووووففف تموم شد بالاخره
              سوالی چیزی.در خدمتم
              این همه اصل دادم شما هم خودتونو معرفی کنین دیگه

              1. منم یاسی
                چشم و ابرو مشکی
                موهام خرمایی ، مشکی و بلند
                لبام قلوه ای
                دماغم از جلو یکم تپلی ولی از نیم رخ کشیده
                پوستم سفید /زرد
                ۱۸ ساله و پشت کنکوری
                😥😥

              1. مجرد دیگه چیزی نمونده یا بازم مونده
                به خدا فرم تدریس درس فیزیک که بخوای پر کنی اینقدر سوال نداره

  5. یاس من الان خیلی قدر داداش قادر خودمونو میدونم… خیییلی زیااااد…. کاش زودتر قدرشو میدونستیم… هعییی…

    1. من که دیگه از گل کمتر به ادمین نمیگم ، خیلی اقاست …😊😊
      .
      .
      ایلین …
      نظرت چیه یکم اوشون رو حرص بدیم ؟؟؟،

        1. یاسی نظرت چیه از پریسا کمک بگیریم؟؟…

          پررریسااا جووونم… تو انقدر ماااهی… نازززی… عسلیییی….خووشگلییی…

          1. اره پری خیلی گزینه خوبیه …
            سه نفر بهتر از دو نفره 😉
            .
            .
            .
            .
            ایلین گلم خودمم اهل دعوا نیستم ولی بد نیست یکم حرص بخوره برا ایندش خوبه 😁😁

                1. آقا آرتان حرف بزن ببینم چقدر زبون داری
                  زبونت مثل مرصاد برنده بود
                  خودم میبرمت رات میندازم
                  خداوکیلی دقت کردین پسر ها دیگه کم فحش میدن و سوسول شدن
                  اصلا خوشم نمیاد پسر باید ۲۴ ساعته فحش بده

                2. اخه چه فحشی بدم من
                  زبون دارم چل و چار گز
                  کم میارن اصولا در مقابل من حالا نمی دونم

          2. وایسو ببینم مرصاد قبول میکنه چون یهو کم میارم مرصاد پشتم باشه اون همجنس و بیشتر میشناسه
            مرصااااااااد میای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

              1. ادمین چرااااااا دوباره قبول نکردی
                به خدا تبلیغ نمیکنم
                اذیت نکن
                خوب از کجا به مرصاد بگم
                مرصاد ببینش کرم داره میریزه مثل خودته
                ادمین بزار دیگه
                کرم بدجور میلوله هااااا

                1. یاسی و آیلین امروز پارته بریم؟؟؟؟؟؟
                  اول من شروع میکنم بریزید وسط
                  مرصاد میای اعلام حظور کن

      1. خخخخخ خیلی خوبین شما دوتا
        از گل کمتر بهش بگین منم میرم تو تیمش حرص شما رو در میاریم!!!!:):)

        1. ایلین و یاسی می بینم قصد حرص دادن دادامو دارین وای به حالتون اگه ببینم بخواین سربه سر داداشم بذارین ها

          1. نه پری جان داداش قادرو که هرکی اذیت کنه با خودم طرفه.. پشتشم من!.. با یکی دیگه میخایم بازی کنیم!!…

  6. وای خدا یعنی بچه دلم برای لیلی کبابه ولی این ارمین و هانا دیگه دارن شورشو درمیارن اون داستانو تموم کن دیگه

    1. عزیزم عکسارو ادمین میزاره… من نمیزارم… شما گفتی فرستادم عکسه رو برا ادمین., از هر کودوم خوشش میاد میزاره!… ولی ارامم قبلش گفته بود پیکه… ببخشید من بی تقصیرم!…

      1. یاسی خانم منم جوابتو دادم خواهرم برو از پندهای استادانم استفاده کن اینجام جواب بده حالشو ندارم برگردم قربانت استاد مرصاد

        1. آقا اجازه ☝️
          کامنت شمارو هم خوندم …
          مرحله اول رو پشت سر گذاشتیم میشه بعدی رو بگین …
          .
          اقا معلم اجازه ☝️ اگه میشه یه دوره فشرده بزارین اینجوری بهتره 😉

          1. ببین شاگرد عزیزم خودت میدونی هزینه ها بالاس خدج زن و بچه ها اجاره خونه و … خخخ اگه چندتایین انرژی بذارم که حداقل چندنفر استفاده ببرن برو شاگرد جذب کن افرین فرزندم

  7. واااااااای لعنتی عاشق پیکیم،زنشم خواننده ی مشهوره والا ادمین باریکلا،خوشم آمد
    هی آقا مرصاد من داشتم میمردم شما میگی راحت بودی نوچ نوچ.اونوقت کرونا گرفتم اومدم تو صورتت ها کردم مثل چسب بهت چسبیدم کرونا گرفتی دار فانی رو وداع گفتی میبینمت.فکرت معیوبه اگه منحرفی فک کنی
    تازشم من کجا زبونم تند و تیزه بچه به این خانمی و مودبی و سر به زیری و همه چیز تمام اونکه گفته من مشتریشم خودش یه زمانی استاد ما بود سلام من و بهش برسون
    تازشم میشینی ای فکر ها رو میکنی اعتماد به سقف داری دیگه یهو دیدی زیر آوار مفقود شدی از من گفتن بود
    ساشا هم اصلا حسش به تو دوطرفه نیست فقط گفتم یه ذره شاد شی گریه نکنی 😁🤭😊

            1. واااااااا ریا نکن لنتی
              چقدر باهم بیرون رفتیم
              چقدر تو مطبت از اون کارا میکردیم
              نگووووو
              لنتی نکن با من این کارو🤐🤐🤐😔😔😔😔😔

    1. به به پریسا خانم نه والا ماعادت کردیم شما بیای ماروبشوری پهن کنی رو بندالبته اینم بگم خواهر مظلومم خیالت راحت من خودم سر زبونم صدقه میدن ارشون به من نیفته بنابر این جوابتو میدم دلبندم تو فقط قتل منو تو ذهنت تصور نکن بقیش حله
      یادش به خیر یکی از دوستان بهم میگفت زبون که نیست چاقو دولبس تا ته میبری میره خخخ استادم سلامت رسوند گفت بگم خودشون پیش من شاگرد بودن خخخخ
      بعدم قرار نشد دوبه همزنی کنی دیگه الانم ساشا خوش نیست ولی طوری نیست بذار بگم از اولم اون مثل داداشش منو دوست داشت اونم مثل داداشمه البته اگه سرش به سنگ بخوره و یه سروسامانی به زندگیش بده خدایی حیفه
      اصلا سهند صدقه سری من داره زن میگیره والا خ

      1. بیا هی من میخوام جواب ندادم
        والا نمیدونم چرا ۷۶ ها اینقدر مغرورن یه ذره از ساشا یاد بگیرین
        شما که جواب دادی ولی به جواب من نرسید
        وااااا میخوام بکشمت با لباس سفید بیام بندری برقصم.😊
        به اون دوستتون بگید امام علی شمشیر و داد به من(ذولفقار)دوست دارم بیام از فرق سرت تا پایین دوتات کنم
        بعدشم ساشا اصلن تو رو برادرش نمیبینه من میدونم خودش به من گفت سهندم که خودش از من و تو فرز تر بود رفت قاطی مرغا خودت اگه بیا زنی باغچه ی خودت و بیل بزن

        1. ااا پس جنی هم هستی ازراه دور ارتباط میگیری به به …
          بعدم سهند اگه زرنگ بود عین این عزا گرفته ها رو مخ این داداش ساشا بدبخت دوی ماراتن نمیرفت که زن بگیر میرفت دستشو میگرفت میومد خونه دوستمم باز سلام رسوند گفت دوستشون کاپیتان امریکا هستن یه سپر معروف دارن قرض گرفتن در برابر هرنوع حمله ی احتمالی امادگی کامل دارن بعدم پریسا خانم برو خداروشکر کن شما هیچکدوم پرتون به پر من نخورده این اقا مرصاد یه روی دیگه داره که یه دنیارو به باد میره فرزندم 🙁 🙂 ;-)ن

          1. آره من جنی مشکل؟؟
            سهند به من گفت دوست داشتم اول داداش ساشام ازدواج کنه بعد من گفت بگو مشکل مرصاد چیه؟
            بگو اون سپر معروف با یه ذره از اون فنون دخترانه نابود میشه زبون هم که دارم پس مشکلی نیست.بگو استاد نبینمت صلوات!
            😂😂😂😂
            داداش من که تازه دارم مودبانه حرف میزنم تا حالا تو یه عمر ام با یه پسر اینقدر محترمانه حرف نزدم به جز یه نفر که با تو ۲ نفر
            هنو مونده تا شناخت

            1. خخخ نه چه مشکلی راحت باش
              شما هرچه در راستای خراب کردن رابزه ی منو ساشا و سهند بکوشی اب در هاون کوفتنه دخترم پس تلاش بیهوده نکن
              بعدم دادا منم اینجا خیلی پسر خوب و مودب و ارومیم کم عصبانی میشم ولی وای به اون روزی که عصبانی بشم :/ یه بار این مسیول حراست دانشگاهو مجبور کردم جلو همه ازم معذرت خواهی کنه هعییی چه دورانی بوددد

              1. استاد سلام رسوندن گفتن شمشیر ذولفقار یکم برای فنای دخترانه شما زیادی بزرگه خانم کوچولو بپا ناخنات نشکنه

                1. اولا من هیچی و خراب نمیکنم بگو بلد نیستم جواب بدم هه
                  بعدشم بگو اصلا بلدی بگی ذولفقار که برای من امر و نهی میکنی
                  اه اه اومدم خرت کردم رام شدی
                  اونموقع میبینم کی تحته فشاره و کوچولوئه
                  مرصاد میای یا نه؟؟؟؟

              1. پریسا خانم ازشمابعیده شماکه دختر خوب سربه زیر باادب بودین ازشما بعیده اینکارها

                .
                .
                مرصاد داداش یعنی به کمکت عجیب نیاز دارم این سهنددیروز یه پسری رو دیده مزاحم ترنم شده زده پسررولت پاره کرده ترنم باهاش قهرکرده چون سهند فکرمیکرده ترنم با پسره دوست بوده یه سیلی هم ترنم رو زده از دیروز تا حالا هرچه زنگ می زنه به ترنم جوابشو نمی ده داره دق میکنه هرچی باهاش حرف می زنم میگه تو درکم نمی کنی میگم تو که همسن شی به نظرت من چیکارکنم براش

                1. آخییییی قربون داداشم برم
                  خب نمیشه شما با زن داداش ترنم حرف بزنی
                  پدر عاشقی بسوزه

                2. وااااا شماره ی ترنم خانم هم داره
                  بگو لعنتی زود مخ زدیااااااا
                  از اونجا که نظر مرصاد مهم نی من بهت میگم
                  بگو سهند جان برادرم خربزه خوردی پاش وایسو توی این دورو زمونه دخترا خیلی کم به پسرها اعتماد دارن اگه ترنم عاشقش باشه بعد از چند هفته خبر میگیره اگه غرور داره میزارتش کنار اگه میخواد با ترنم خانم ازدواج کنن اول بزار غرورهاشون و باهم بزارن کنار که پس فردا اگه این اتفاق افتاد هم اعتماد بینشون باشه هم چیز دیگه بهش بگو فعلا دست نگه داره
                  ولی بیش از تقصیر ترنم خانمه
                  من نبودم اونجا ولی اینطوری بوش میاد

              2. داره دروغ میگه مثل چی
                ساشا هی میخواست مخه من و بزنه باهات بد بشم
                نوچ نوچ
                ساشا نمیخوای چیزی بهش بگی😔😔😔🤐🤐🤐🤐

                1. چی بگم وللا من حریف شما دوتا نمیشم خخخخ
                  مرصاد دادا بیا کمکم کن بعد سه روز از صبح تاشب کار کردن امروز بیکاربودم این سهند داره می رینه به اعصابم

  8. بههه اقای جرارد …
    چه زشتم هستن تو این عکس ماشا الله 😛

    .
    .
    اوفففف یعنی هنوز صحنه ای که لایی خورد از ذهنم بیرون نرفته ، چقد دست گرفتنش با اون لایی بیچاره رو ، انگار جرم کرده بود ….
    شکیرا رو که دیگه نگو …

  9. از صحنه ی زندگی محو می شوم
    از خاطرات سیر می شوم
    در تاریکی مهیب شب کور می شوم
    از خنده دور می شوم
    انسانیت از من رفته
    مثل یک گل پژمرده می شوم
    بی وقفه تلاش برای زنده ماندن بی فایده است
    زنجیر قفل دستانم باز نمی شود
    دیگر تلاش نمی کنم ….
    دکاروس

        1. وایی من چقدر اونروز بهت خندیدم البته اولش حرصم گرفته بود :/ اسممو با سین نوشته بودی /:

          1. به خودت بخند
            رفتم به مامانم گفتم نمیدونم یه اسمه عجیب غریبه مرسین مرسود همینطوری هم مینوشتم می گفتم
            مامانم زد پسه کلم گفت مرصاد منظورته گفتم فک کنم گفت به جز مرصاد نداریم یه سوره از قرآنه
            ناراحت نشیااا میخوام بگم
            گفتم این مرصاد آدمه همچین اسمی براش گذاشتن از قرآن
            بعد گفتم اسمه دختره دیگه
            دوباره زد گفت کلاس چندمی😂😂
            گفت پسره گفتم آهان
            اینقدر اونروز خودم خندیدم به دوستام میگفتم شما شنیدید میگفتم معلومه مگه نمیدونستی
            هنوز برام دست میگیرن😂😂😂

  10. سلام بچه ها
    من برگشتم چند وقت نبودم الان که اومدم و داستان رو خوندم احساس کردم….
    یه سوال به نظر شما داستان چرت نشده؟ بیشتر به جای اینکه از استاد خلافکارمون حرف بزنه از لیلی و امیر حرف میزنه.
    آرمین کجاست ؟ ادمین جان میشه از نویسنده بپرسی این آرمین کجاست؟ اگه میشه به نویسنده بگو اخلاقیات شخصیت های داستان رو عوض نکنه
    ممنون

    1. هانا جان بد نیست داستان… ینی از وقتی شخصیت ارمین عوض شده بد شده ها… ولی مثله اینکه نویسنده خودشم نمیدونه چیکارش کنه… آرمینم از دست رفت.. هعییی…

  11. بچه ها دقت کردین کارا و شخصیت امیر یه جورایی مثل شخصیت اخگر تو سریال مانکنه . من عاشق این سریال بودم اونم فقط به خاطر اول اخگر بعد کتایون بعدم بهرام . واسه من قشنگترین فیلمی بود که دیدم‌. نظر شما درباره این سریال چیه ؟من یه جایی خوندم نوشته بود هنوز مشخص نیست که فصل دوم داره یا نه . اگه نداشته باشه که کاوه مرده اگرم داشته باشه فک کنم کاوه مثل ابتین فلج شده .

    1. من از اخگر بدم میومد, ولی شخصیت کاوه و بهرامو و همتا و آبتینو خیییلی دوست داشتم… البته این سریالم مثله بقیه ی فیلم های ایرانی بود… حالا یک متفاوت تر… به نظرم عاشقانه قشنگ تر بود ( مخصوصا شخصیت پیمان , هومن سیدی)…

      1. ولی من بر عکس تو عاشق اخگر بودم چون قبل از این فیلم واقعا بازیگر و صدا پیشه مورد علاقم بود .

  12. من تا الان نظری درباره ی رمان نداشتم ولی الان با احترام میگم خیلی چرت بود این دیگه چه رمانیه رمان قبلی هانا و ارمین خیلی بهتر بود گند زدین به رمان تا اخر فقط بخاطر اینکه کلی وقت گذاشتم بقیه ی رمانو میخونم

    1. لیلی هرچی سرش بیاد حقشه ولی آرمین و هانا داستانشون خیلی چرت شده نویسنده یه تکونی به خودت بده این چرندیات چیه تحویل ما میدی):

  13. مرصاد جان
    خواهش میکنم کاری نکردم در واقع
    و
    پریسا خانوم
    ساشا و آزاده خانوم لطف دارن😊
    مریضیتون بهتر شد

      1. شرمنده یاسی جان
        چون من سریع کامنتا رو خوندم چیزی ندیدم که شما گفته باشید
        اگه حرفی هست بنده در خدمتم
        و
        سلامت باشید😊

        1. نه بالا این چه حرفیه ، دشمنتون شرمنده باشه …
          حرف که زیاده داداش 😅
          ولی اصلی این که وقت کردی بیشتر بیا اینجا دلمون تنگت میشه ، میای فقط یه ندا میدی و میری….
          آزاده جونم که سر به دشت و بیابون گذاشت رفت از دلتنگیت

            1. اقا سجاد …
              دیشب خواب دیدم که رفتیم قشم شما رو هم اتفاقی اونجا میبینم با یه دختر به اسم مهتاب ، بعد با هم میریم دره ستارگان… من و مهتابه رو یه قله وایساده بودیم شما هم پشت سرمون یهو زیر پای من خالی میشه شما میخواین دستمو بگیرین ولی نمیتونین و با هم میوفتیم پایین ولی نمیمیریم وقتی به هوش میام شما هنوز بی هوشین ولی یه جونور که نمیدونم حتی چی بود بهم حمله میکنه و همون موقع شما به هوش میاین ولی هر چی التماست میکنم بهم کمک نمیکنی 😭😭
              لامصب اینقدر تو خواب گریه میکردم ولی دلت به رحم نیومد 😢😭😢😭

              .
              .
              ولی انصافا خوشتیپ بودین ها 😂

              1. 😂😂😂😂
                شبیه فیلم هندیا شد😂😂😂
                خوشتیپ که به گفته اطرافیان هستیم
                ولی خوابتون خیلی جالب بود😂😂😂

                1. بله دیگه همه پسرا میگن که خوشتیپن خخخ
                  ولی خداییش فکر نکنم به خوشتیپی و قشنگی ادم تو خواب باشین و گرنه کل دانشجوهاتون دو
                  تا قلب بجای چشم درمیاوردن نگاتون میکردن و هر روز کلی ادم میومد خاستگاریت 😛

          1. اره…. منو تو هلوییم , پریسام پرتقاله… مرصادم آناناس( با لحن اون دختره تو محله گل و بلبل!)…

    1. به هر حال دمت گرم داداش من که خودم اخر نفهمیدم چشه و چی میگه یکی بتونه منو بپیچونه همین دخترخاله سرتقمه خداروشکر با من که تو صلحه ولی کافیه از یکی بدش بیاد قبرشو میکنه از خدا برای همسر ایندش نهایت صبر و سلامت را خواستارم

  14. مرصاد جواب پارت قبلت خیلی باحال بود🔫😂
    ما جنبه مون اندازه اعتماد به نفس شوماس 😂😂
    خیالت راحت😉

  15. داش مرصاد من تبخیر نشدم به فناااا رفتم فنااااااا😑😐همش مجبورم میکنه کله خونه رو دقیقه به دقیقه الکل بکشم😢 خودش که یه جا میشه تکیه میده پاشم دراز میکنه فقط دستور میده منم باید اطاعت کنم🤧بخدا بو الکل گرفتم یکی منو ببینه فکر میکنه خدا نکرده خوردم حالا😁😐 کارم شده تو خونه بشینم اتاق بچه هارو رنگ بزنم ، پرده بکشم ، کمدو تختشونو جا به جا کنم ،لباساشونو تا کنم تو کشوها بچینم و…😭پدره صاحابم در اومد…🙄😶😐

    1. سلام داداش سورن گلم 🤗
      چطور مطوری ؟؟؟
      جوجه کوچولو ها چطورن ؟؟

      صاحابت که خودشه داداشم ، پدرش هم درنیومده داره واسه خودش کیف میکنه 😊 تو هم یه دو ماه دیگه صبر کن اونوقت میفهی به فنا رفتن یعنی چی 😉
      .
      .
      بعدم سورن جان داداشی بوی این الکل با اون یکی زمین تا آسمون فرق داره …

      1. مرسی من خوبم آبجی ایشالا شماهاهم خوب باشین جوجه هامم سلام میرسونن😁میدونم اجی اون الکل کجا و این الکل ۷۰%کجا😑

    2. آخی دلم برات سوخت
      بیام فراریت بدم سورن برادر؟؟؟؟
      نقشه ی قتلت و می کشیم بعدش میبرمت
      نیای الان پز بدی که بچه ها و زنم بدون من چکار کنن😊😁😂

        1. من…..خلافکار…..اصلن به من میخوره‌‌‌‌…….
          بچه به این گلی.مظلومی.خانومی.سربه زیر.
          ولی همش به خاطر همنشینی یا مرصاده 😎😁🤭😊

    3. ایییی داد بیدادد تو هم که عین منی مامانم منو به بیگاری کشیده میگه اینقدت نکردم که بشینی جلوم یه روز پرده وا میکنم یه روز شیشه میشورم اصلا فضا عرفانیههه کلی
      من الکلم میزنم مسخرم میکنه میگه کرونا با تو چیکار داره اخه هعییی

      1. سلام دادا سورن خوبی راستی بچه ات دختره یا پسره بهارخانم خوبه ببخشید اگه اسمشو اشتباه گفتمه
        کوچولوی عمه چه طوره
        دادا مرصاد خوبی خوش میگذره

        1. سلام اجی انگار خبر نداری که بچه هام دوتا شدن😂😐هردوتام دخترن😍😎نه اجی درس گفتی عشقم اسمش بهار هست😊

  16. خدا چرا این داستان مثل کشی کش میره تا میایی امیدوارم میشه مبینی ی جایی دیگه خراب شده اهههه

  17. راستی آزاده خانم من ادم کینه ای نیستم راستیاتش اولش میخواستم یه کاری کنم دخترداییتون دیگه پاشم تو دانشگاه نتونه بذاره ولی بعد با نهایت ارامش فکر کردم دیدم بچگی کردم اینم جواب سوالتون پارت قبل حلال تندرستی آزاده خانم

    1. شما قلب بزرگی دارین آقا مرصاد
      راستش ایشون تقصیری ندارن مقصر اصلی خودم بودم
      به قول خودتون کلم باد کرده بود و از جای دیگه اعصابم بهم ریخته بود و باعث شد آبروی اون دخترو جلوی شما ببرم
      منو حلال کنید
      واقعا متاسفم دیگه رویی ندارم بیام سایت
      خدانگهدار

      1. به کجا اینقدر سریع
        برو بابا مرصاد اگه الان ناراحت میشد من اینجا نبودم که
        از خودمونه این
        توام ناراحت نش و

      2. اااا
        آزاده گلم برگرد ابجی …
        رو ندارم دیگه چیه ؟؟؟
        مگه تو کاری کردی ، همه حرفا رو که دختر داییت زد تو هم معذرت خواهی کردی پس .‌..نگو گلم

            1. چون من برادرشم
              شما عجب دخترای سیریشی هستید
              خخخخخخ
              خانومای گل ناراحت نشید فقط واسه مزاح گفتم

              1. اقا میلاد ببخشیدا ولی لازمه یکم گوش خواهرتون رو بپیچونید …
                بچس نمیفهمه ولی داره حرفایی رو میزنه که اصلا درست نیستند …

              2. سلام داداش میلاد خوبی داداش چه خبر خارج خوش می گذره ما رو نمی بینی به اجی آزاده رو بهش بگو بیاد
                بچه هاسلام خوب هستید الانببیکاربودم گفتم بیام یه سری بزنم بهتون

                1. سلااام داداش ساشا …
                  خوبی ؟؟؟
                  خوشی ؟؟؟
                  چه عجب ؟؟؟
                  دوتاتون میاد یکیتون میره ، دوتاتون میره سه تاتون میاد 😐😐

                2. آره خوش میگذره
                  شمایی که مارو نمیبینی
                  چقد من تو پارت قبل حضور خودمو اعلام کردم ولی شما بی محلی کردی

                3. دادا کی بودی من محل نذاشتم بهت میلاد داداش من اصلا ندیدمت دادا فقط ازاده فهمیدم قرار بیای ایران

                4. سلام یاسی خانم والا این چندروز ازصبح تا شب سرکار بودم امروزیابهتره بگم دیشب تاتاحالا بیکارشدمه

        1. سلام استاد سجاد خوبی داداش
          آزاده اجی جونم کجایی دقیقا کجایی کجایی توبی من توبی من کجایی

          1. به داش میلاد خوبی .خوشی 😂
            شما اصرار کن شاید این بچه اومد
            و
            آیلین خانوم. به نام خدا یه عقاب همیشه تنهاس عاشق نشدیم تا بشکنیم ک😉
            و
            پریسا خانوم
            قربونت شما خوش باشید

            1. واااااا ….
              استاد ، حالتون خوبه ؟؟
              انگار چشاتون دو دو میزنه پریسا که چیزی نگفت اون پری بودش که حالتون رو پرسید ‌:/

  18. من در تمام تلاطم زندگی
    دست و پا زدم
    اما در آخر غرق شدم
    غرقه ی غرق شده های زندگی
    دکاروس

  19. بچه ها من نشستم یه برنامه فشرده درسی برا خودم نوشتم…. روزی یه ساعت میتونم بیام اینجا… البته این یکی دو روزو هستما, بعدش کمیاب میشم!….. و اینکه ترجیح میدم بیشتر وقتم اینور باشم تا اونور( یاسی جان، از جو اونجا خوشم نیومد)…

    1. کجاااا؟؟؟؟
      آقا ول کن درس چیه
      آخرش یه برگه پرت میکنن تو صورتمون دیگه

        1. گلم آیلین جون ب برنامه ریزیت برس چیزی نمونده تا امتحان ان شاالله ی رشته عالی قبول شی نمیدونم رشته درسیت چیه؟من تجربی بودم، الانم کارمندم وقتی دانشگاهت تموم میشه میری طرح ایقد حال خوبی داری اولین حقوقتو میگیری !!!!!ی استقلال مالی بهترینش اینه میتونی ب بقیه کمک کنی!!اصلن ی چیزی میگم تا تجربش نکنی نمیفهمی!امیدوارم موفق باشی عزیزم

        1. عشق جون حالا که میخوای از فرصت هات استفاده کنی بشین برا کنکور بخون و تست بزن ، نمره های کلاسی به هیچ دردی نمیخورن الکی خودتو درگیرشون نکن ..

    2. آیلین اینجارو نمیشه با هیچ جای دیگه عوض کرد من اگه نیام مث معتادیم که مونده تو خماری بهش نرسیده🤣ولی شیطونا پاتوقتون رو پیداااا کردم💃😂

      1. کجاست پاتقشون
        والا آیلین منظورت کدوم ادمینه بیایم حرص شو بیاریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
        علی آقاپورو میگی؟؟؟؟؟
        نگووووو بابا گناه داره طفلی
        فکر کردم این ادمین و میگی گفتم حریف این نمیشم مرصاد هم بیاد
        اون علی گناه داره یه چیزی بهش بگم میترسه بچه میندازتمون بیرون

                1. اِ سحر بوزینه تویی ..
                  کجایی قربونم بری الهی ..
                  چ خبرااا …
                  میدونی چند وقته ندیدمت میمون دلم برا تنگ شده 🙊🙈
                  .
                  .
                  حالا چرا با اسم بهار کامنت میزاری ؟؟؟

                2. خاک تو سرت کنم زرافه ، فکر کردم آدم شدی حداقل با یه خانم محترمی مثل من درست حرف میزنی ولی زهی خیال باطل 😕😕
                  .
                  .
                  دلم میخوا با اسم بهار کامنت بزارم تو سننه ؟؟؟
                  حالا بنال بینم چرا بلاکم کردی شاسکول ؟؟؟
                  .
                  .
                  .
                  راستی عصر ساعت ۶ میخوایم با بچه ها بریم همیشگی ، خواهشا وقت شناس باش و زود بیا تیپ درست حسابی هم بزن دوباره نیای تا یا پلنگ صورتی شدی یا شنل قرمزی یا باب و ..‌ که همونجا با خاک یکسانت میکنم 😎
                  بای

                3. قبلا میگفتم تو مشکل داری ولی الان یقین پیدا کردم که واقعا یه تختت کمه 😕
                  اخه اینجا جایه قرار گذاشتنه میمون ؟؟؟

  20. قلب های سیاه
    رگ های یخ بسته
    مچ دستانم تیغ خورده است
    کسی مرا درک نکرد
    کسی مرا حساب نکرد
    آنقدر حال از خودم متنفر هستم و خود را موجودی مفلوک حس میکنم که دیگر نمی توانم ادامه دهم
    آینه ها با جوهر سیاهی قلبم پوشیده می شوند و من
    در تاریکی و سیاهی قلبم بدون دیدن سفیدی کور می شوم
    دکاروس

    1. دکاروس شیشه رو حتی اگه جیوه اندودشم کنن تا سیاهی همه جاشو بگیره تهش ایینه میشه با تموم روشنی و صداقت قلمت خوبه استعدادشم داری نذار افسرده بشه قلمت غرق سیاهی بشه بخوایم دیگه نمیتونی نجاتش بدی از من نصیحت شادی های کوچیک زندگیتو ببین ! زندگی هنوز قشنگیاشو داره کافیه دقیق تر بهش نگاه کنی

      1. البته یک تشبیه بود معنیش این میشه سیاهی قلبم روی ظاهرم تاثیر گذاشته
        اما راستش بله شما درست میگین

        1. الان نگفتی دختر یا پسری؟؟؟؟
          بگو بعد بیا داستان تو بگو چون تو خماریم خراااااب

    1. زیر امواج کبود وقت شکفتن گل ها
      در نسیم خوش روز و در دل تیره و تاریک شب
      من با امید و خوش بینی
      تلاش برای پیدا کردن می کنم
      تو را می خوانم
      به تو قسم که به غیر از تو نیست مرا یار
      تو خداوند منی
      یار و دلدار منی
      دکاروس

      1. دکاروس چه قدرقشنگن نوشته هات من عاشق این متنم:
        مشغول قتل عام روزهایم هستم…
        مهم نیست بودن یانبودن…
        خواستن یانخواستن…
        غرق میشوی درسکوت…
        جای گله ازکسی نیست…
        اشتباه ازهمان روزتولدم بود..
        #صادق هدایت❤

    2. به جووون تو عاشقشون شدم منم از این ها زیاد مینویسم بیای ببینی الان فک میکنی مردم این ها مونده وصیتمه
      ولی خیلی قشنگه هر چی قلم افسرده تر قشنگ تر

  21. مثل ماهی
    کوچک اما پر تلاطم
    مثل دریا
    آرام اما عمیق
    مثل کوسه
    سرد و برنده
    او چند شخصیت داشت ؟!؟!؟
    گویا شاید او همان شاه اقیانوس بود
    شاید هم من او را بزرگ می کردم …
    دکاروس

  22. ادمین میشه لطفا جواب بدی…
    نویسنده رمان استاد دانشجوکیه الان؟ شما قبلا گفتین یکیه به اسم زهرا و ترنم دیگه داستان رو ادامه نمیده در حالی که تو خود کانال تلگرامیش زده ترنم… الان نویسنده کیه دقیقا؟

  23. میگم این نویسنده داستان خیلی خسته میشه ها هر ۲روز یه بار پارت میذاره ها😏😏😏خسته نباشی نویسنده😏😏😏😏

  24. سلام بچه ها منم میخوام تو جمعتون باشم اگه ایرادی نداره واقعا من از شماها خوشم اومده خیلی باجنبه این
    من ترانه ام اهل بندر عباس و۲۱سالمه

      1. آیلین و یاسی آخر نگفت چندسالشه بکشم ازش؟؟؟،
        همینطور که از این ادمین کشیدم؟؟؟؟
        بعدش تازشم من اصلن حریف زبون این آقاتون میشم که میگی اگه باهاش در بیوفتی ور میوفتی
        شاید مرصاد بشه ولی من نه

        1. ااا نفس جان حالا که اصرار میکنی تجربیاتمو در اختیارت میزارم!…
          صبح از ساعت ۹ تا ۱۳ دو تا در عمومی بخون تستاشم بزن ( حداقل ۲۵ تا تست)
          ظهر از ساعت۱۵ تا ۲۰ دو تا درس تخصصی( ترجیحا یک درس یا گفتارشون)+ حداقل ۲۰ تا تست
          شب از ساعت ۲۱تا ۲۴ دو تا درس عمومی دیگه+ حداقل ۲۵ تا تست
          از شنبه ۱۷ اسفند تا جمعه ۱۵ فروردین ۲۷ روز طلایی داری… البته سیزده به درو حساب نکردم…

          1. ولی به نظر من شبا عمومی بخونین که ساده ترنو ،اونموقع انرژیتون کمتره
            سعی کنید از توی تایم مردتون استفاده کنید
            الآن مدرسه نمیرید ،ولی فاصله بین خونه تا مدرسه رو لغت زبان و عربی حفظ کنید
            توی روزم بیشتر از ۳۰تست برایه ریاضیو فیزیک نزنین
            سعی کنین هرشب یدونه ریدینگ کار کنید
            چون شما یازدهمین اگر رسیدین یه روز در میون یدونه آیه از دینی حفظ کنید
            اینا همش حرفای مشاورم بودا ،علمیه

          2. راستی یادم رفت بکم برای درسای عمومی همون روزی که خوندین تستاشو نزنین ،چون انموقع یادتون
            درست میزنین
            حداقل بزارید ۲۴ساعت بگذره بعد تستاشو بزنید
            تا ببنیدمطالب تو حافظه ی بلند مدتون ثبت شده یا نه

    1. نه بابا چه ایرادی داره ، شما هم بیاین 😊
      در خونه ی ادمین به روی همه بازه 😉
      .
      .
      .
      .
      یااااس خانمم
      کجایی ابجی بیا معرفی کن دوست جدید داریم 😁😉

      1. وااا نفس جووون ادمین اونور چشه؟؟؟
        خودم درستش میکنم
        شماها بیاین پشتم باشیم اونور و مثل اینور میکنم
        ادمین بسووووز تا تو باشی کامنت های من و قبول کنی
        بچه ها یه رمان میخوام مثل همسر کوچک من

  25. سلام به فاطمه و ترانه خوش اومدین
    بفرماین داخل تووروووو خدا دم در بده 😂😂😬خخخخ
    خب…. شوخی بسه:/
    عرضم به حضورتون که اینجا ما دانشجو داریم. استاد داریم. مادر داریم. پدر داریم. شاعر داریم. پرستار داریم. ادمین داریم. کنکوری داریم.(ک خودش گفته زیاد مانور ندم روش خندش میگیره).دانش اموزانی در رشته های مختلف داریم و لاغیر ….
    کدوم رو بدم……. چیزه یعنی کدومشون معرفی بیشتر لازمه😅
    #ستاد_معرفی_سایت 😂😬

  26. وااای بچه ها خواب میدیدم رماندونی فیلتر شده…. ادمین یه گروه تو تلگرام زده بود دعوامون میکرد… میگفت تقصیر شماست… دیگه نمیدونم چه طوری شد تو خواب با شلاق تو کتکمون زد…!!… بعدم گفت اسم من قادر نیست عباسه..! به نظرتون تعبیرش چیه؟!…

  27. من افسرده نیستم نه من قلمم اینطوره راستش بر حسب مودم می نویسم
    ولی باز هم ممنون که نصیحتم کردید آقا مرصاد.
    شخصیت هر کسی فرق داره ، منم شخصیتم اینطوره
    راستش شاید دارم با نوشته هام بچگیم رو توصیف می کنم .

    1. میدونم منم اوایلش همینطور بودم فقط سیاهی ها و غم هارو شعر میکردم یه بار یه استادام بهم گفت حیف قلمت نیست ؟؟ سیاهیم رنگ قشنگیه ولی کنار سفید قشنگتره سعی کن وقت خوشیاتم سمت شعر بری و احساستو بنویسی از اون روز منم سعی کردم یکم فضای شعرامو تغییر بدم

  28. بهش خیره شدم او چه موجودی بود ؟ چطور آنقدر درخشان بود ؟ چطور بدون اینکه حرفی بزنم مرا درک می کرد ؟ مثل یک لباس عروس سفید و درخشان و باشکوه بود و چاله چوله هایی که داشت سنگ دوزه های آن لباس عروس .
    چقدر دوست خوبی بود بدون اینکه حرفی بزنم با تواضع و فروتنی مرا درک می کرد و میفهمید که مشکلم چیست و از چه ناراحتم … ستاره ها به عظمتش غبطه می خوردند و او را پادشاه آسمان می نامیدند آری او بود پادشاه آسمان ، ماه
    نویسنده دکاروس

  29. همه در کابوس های شبانه اشان می میرند
    واقعا می خواهم شب هنگام بمیرم
    کسی مرا یاد نمی کند کسی مرا نمی خواند
    من چه باشم چه نباشم اسیر هستم
    زندان آهنین اندوهم باز نمی شود
    بازیچه شدم و در آخر گیر افتادم
    یک بی دفاع که در اتاقی نمور و تاریک دراز کشیده
    دادگاه سرنوشتم نتیجه اش معلوم نیست
    قبل از مرگم مرگ می خواهم
    مرا بکش
    دکاروس

  30. اشک هایم دانه به دانه می ریخت
    موهای تکه تکه شده ام روی زمین بود
    من فقط یک انسان بودم
    یک انسان عادی
    با یک قلب شکننده
    اما کسی نفهمید ، طرد شدم …
    تحمل می شوم و تحمل میکنم
    شد چرخه ی زندگی من … بغضم نشکست ، اما قورتش هم ندادم چطور می توانستم آن موجود زشت و سیاه چنگال دار را قورت دهم ؟
    سرنوشتم هم همین است … بلا تکلیفی محض و نا امیدی
    دکاروس

      1. در ضمن متن یک نویسنده ، بیوگرافیش رو مشخص نمیکنه
        من با این متن ها خودم رو توصیف میکنم نه زندگیم رو ولی ۸۰ درصد ذهنمه

  31. من بی‌بهانه و هوسی عاشقت شدم
    با هر تپیدن و نفسی عاشقت شدم

    چتری شدی! همیشه به دنبال سایه‌ام
    در سر نمانده یاد کسی عاشقت شدم

    وقتی خدا رقم زده تصویر تازه‌ات
    با یاد کهنه عکس کسی عاشقت شدم

    درگیر با تو شد همه ذرات هستی‌ام
    یک شهر شاهدند بسی عاشقت شدم

    دیدم تو را که بال کشیدی به آسمان
    از پشت میله قفسی عاشقت شدم

    حالا من و خیال تو هر شب نشسته‌ایم
    چشم انتظار تا برسی عاشقت شدم

  32. از گذشته حرف نمی زنم اما حالم بده
    درد و خنده هام را نمی فهمم
    تمام خنده هام نذر گریه هایم شد
    از خودم متنفرم موجود منفوری که نباید زنده می بود من بودم
    شاید زمانش رسیده است که…
    دکاروس

    1. واوووو چه جذاب مینویسین!!!!:)واقعا متنایی رو که مینویسین قشنگن نویسنده خوبی میشین……کارتون میگیره:)

  33. یاسی جونی نگفتم ک میرم تو تیم علی!گفتم اگ حرصش در بیارین:):) من هر دو طرف میگیرم هم با شما هستم هم علی:)
    علی و اقای اول ایجا خصوصیات اخلاقیشون یکیه هردو خوب و با مرامن
    فق اقا اول اینجا از دروغ بدش میاد،!!علی از بی احترامی!!دلخوری بین بچا پیش نیاد مثل بزرگتری ،کوچکتری گفتن اینجوری…
    علی ام مثل اقاااا اینجا؛بزله گو مهربونه،:)فقط کمی طول میکشه صمیمی شه اقای رنجبرم اون اوایل همینجوری بودن ایقد حرص میخوردم از دستش :-#
    بچا سوال میپرسیدن جواب نمیداد فق میگف بله یا خیر
    دگه مجبور میشدم وارد عمل شم:)دو کلوم حرف از زیر زبونش بکشم!!هنوزم رو دلمه چرا ادامه من بازنده نیستم نزاشت؟؟؟!!!!!!

    1. خب میگی شکست عشقی نخوردم
      لبخندم ندارم
      بعد میگی تنهام
      بعد میگم شکست عشقی خوردی میگی زااارت
      آخه برادرم پورتت کجا بود که زااارتت باشه
      😂😂😂😂
      اه مرصاد و آیلین و یاسی و مرجان قبول دارید لوسه؟؟؟؟؟
      آنلاینه ولی جواب نمیده
      خیلی زووووره
      ببینید باباش و درمیارم یا نه

      1. خخخخخ پریسا علی رو میگی
        لوس نیس ایقد دمبال کارو زندگی هس ک توان حرف زدن نداره ولی مطمئن باش ازحرفاتون انرژی میگیره!!!ب اندازه من ب حرفاتون میخنده
        حرص دادنو خوب بلده خخخخ
        اگه تونستی بیاریش تو کار مثل قدیم شه (منم چن سالشه اهل کجاست بهت میگم)
        ی چیز دگه شکایت داشتی از ادمین در مورد سایت علی میگی پیامتو ثبت نمیکنه!!!علی اصلن اینجوری نیس بارها شده بچا ازش درمورد همین رمان دونی پرسیدن جوابشون دادن حتی خودش وقتی سایت فیلتر شده بود آدرس سایتو نوشت،یا کسی دمبال رمانی میگشته ک تو یکی ازین سایتا بوده قشنگ بهش توضیح داده راحت تبلیغ سایتای اقای رنجبر کرده!!
        بخاطر همین میگم مهربونه با مرامه

  34. چند بار تا حالا تایپ کردی من خوبم اما اون موقع داشتی با تیغ خودت رو خط خطی میکردی ؟

  35. سلام یاس خانوم خوبی ممنونم خوش باشی
    شما تو کدوم زمینه هستید یه بیوگرافی بده لطفا
    دوستان عزیزم میشه خودتونو معرفی کنید منم شماهارو بشناسم تا بیشتر بتونم باهاتون گپ بزنم اگه مشکلی نداره منم جزی از خودتون بدونید
    وی چیز دیگه شماها دقیقا از چه ساعتایی چت میکنید دوسدارم باشم

    1. والا ماکه همیشه هستیم بستگی داره ادمین کیا تایید کنه کامنتارو… معمولا بعد از ظهرا میاد و شبا…

    1. ترانه و ساره عزیز.. من آیلین۱۷ ساله از تبریز می باشم..دیگه نمیدونم چی باید بگم!.. به هرحال خوشحالم از آشناییتون…

      1. اینکه ما کامنت که میزاریم از اینا بزار که خودش قبول میکنه از اون ها میزاری؟؟؟؟؟؟؟
        خواهش
        خواهش
        خواهش
        خواهش
        خواهش
        خواهش

      2. ادمین ادمین
        یاسی منو تو یه سایته دیگه خفت کرده میگه
        آیدی داداش قادرو بده
        چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

          1. هه به همین خیال باش اجازه بدم تو بهش پیام بدی
            لعنتی چند شبه میخوام باشما حرف بزنم آبجیم نمیزاره 😢😢😢😢😭😭😭😭😭😭😭😭

          2. داداش قادر خودم کامنتت رو میخونم دیگه ، چرا میگی بهش بگو ….
            .
            .
            بعدش میخوای بهم پیام بدی که چی ؟؟؟
            خخ
            .
            ادمین اگه قول بدی عکست و برام بفرستی آیدی مو میدم 😊😜😜
            چند روز پیش رفتم یه مغازه لوازم یدکی اقاهه اسمشون قادر رنجبر بود و کچل ، همش حس میکردم که خودتی و خلاصه بد جور حس کنجکاوی درونم نسبت به ظاهرت فوران کرده ، اما خوبیش اینه که همون جوری که بقیه رو تصور کردم تو رو هم از این به بعد مثل اون میبینم 😏😛😏

            1. اخه ایلین گفت یه سایت دیگه گفتی ادیمو بده برا همین گفتم بهش بگو
              لوازم یدکی خودم بودم دیگه عاشقت شدم خخخخ

            2. نه اتفاقا ادمین اصلا اونقدراییم که فکر میکنین کچل نیست

              من دارم پیویشو ولی تا حالا پیام ندادم

              1. اخه این انصافه ادمین خان ؟؟؟؟
                ستایش عکس تورو دیده باشه ولی ما از کنجکاوی دل پیچه بگیریم ، ها خودت بگو انصافه ؟؟؟

          3. ادمین داداش ببخشین اصلا من آیدیتو نمیخوام بیخیالش ، دیگه هم دوست ندارم عکستون رو ببینم یه حس کنجکاوی بود که تموم شد 😁☺

        1. هووووووی آزاده من کجا خفتت کردم بیشعور گفتم بده گفتی نمیدم و تامام ….
          .
          .
          .
          خخخ میلاد خان دیدی آزاده اومد 😛

            1. نه خیرم آزاده بخاطر یه سوال از ادمین بخاطر من اومد …..
              اره منو آزاده سر یه سر هم گذاشتیم ولی رفیقیم این چیزا پیش میاد ، حالام اتش بس اعلام کردیم و ازاده هم قراره بیاد ها ها ها ها ها ها

      1. ادمین اصل میدی بیشتر بشناسیمت.اگر دوست داشتی جواب بده ..حتما با خودت میگی این دختره چقدر پرو..ولی من فقط وقتی یه جا حرف میزنم یه حس بدی بهم دست میده ادما اونجارو نشناسم…بازم خود دانی ممنون میشم معرفی کنی😃

  36. ممنون میشم بگید ایا استاد مغرر من و عروس استاد رو باید قبل از این رمان بخونم؟عروس استاد در مورده کدومشون و استاد مغرور من در مورد کدومشون؟

    1. ساااره!….. تو عروس استادو نخوووندیییی؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!…. کل عمرت برفنا….. خو اون جلد قبل این رمانه و خییلیم داستان و قلم جذاب تری داره…..

      1. چرا تا اونجایی خوندم که ارمین و هانا دعواشون میشه سر بچه و هانا تصمیم میگیره که بمیره تا اونجایی که خوندم عالی بود:)

  37. ممنون از دوستان عزیز و گلی که
    جواب منو دادن🤗😀😁😉😘💗💙 البته پریسا جون بعضی از دخترها هم هستن مثل من که متولد دهه۷۰ یا ۶۰ باشن••• فکرکنم زهرا عزیز و فکرکنم آیلین جدید عزیز
    (من خودم متولددی ماه ۷۳• شمسی و آخره ۱۹۹۴• میلادی هستم😉😀😁 و۲۵•۲۶ ساله ) بیشتر بچه ها جواب دادن اما فکرکنم اون دوست گلی که ازشون سوال پرسیدم اصلن نظر منو ندیدن😕 بگذریم راستی آیلین جون ممنونم خوبم گلم الان فیلم و سریال و آهنگ• ترانه زیاد شده ••• تو این سریالهای ترکی من الان درگیر سریال استانبول ظالم هستم به نظره من تا حالا قشنگ بوده اما مثل بقیه یکمی🔞 هست اما از اونجایی که سینما و نمایش خانگی خودمون الان همین زیاد نمیشه به اینا ایراد گرفت 😉😀😁😃😂

    1. ممنونم نوشا جانم… هیچی فعلا دارم تفریح میکنم، بعدش هم میخوام درس بخونم… دادشم یه سریال ترکی میبینه به اسم گودال… میگه خیلی قشنگه ولی من ندیدمش!

    1. اه واقعا
      فک کردم پسری
      والا خواهرا من یه چند وقت نمیام
      ولی تدریس عاشقانه رو صبح ها ی سر کوچیک میزنم تا علی جونه مرجان جون و بسوزونم
      خواهرا و برادرها فعلن خدافظ

      1. پررریسااااا… نرو … …. نرو تنهام نزار قلبم میگیره!…
        نرو پیشم بمون تا غم بمیره!….
        خدا به همراهت خواهر جان…

    1. چه معنی میده ادمین خودشو معرفی کنه
      اگه میخواست معرفی کنه بالای کامنتش نمینوشت ادمین که ،مینوشت (قادر،مهندس برق ،از تبریز)

    2. ببین ترانه جان, ادمین اصن اون مدلی نیست (قهر و آشتی و اینا)… حوصله داشته باشه, جواب میده, نداشته باشه نمیده… اصن موجود غریبیه!… خیلیم خستست, طوری که به جای چطور, مینویسته چطو!… بعضی وقتام شیطون میشه یا میزنه با خاک یکسان میکنه!… یکی از شوخیاشم اینه که به متن ۳۴ خطی یه جواب یه کلمه ای میده تا حرصت دربیاد!… ولی با این توصیفات ما هممون خیلی دوستش داریم, خیلی بچه خوبیه!… بقیه چیزارم که خودشو آرام گفتن… خلاصه اینکه انتظار لطافت نداشته باش!!…

  38. کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه فردا نبود کاش بودی تا فقد باور کنی زندگی بدون تو هرگز زیبا نبود لعنت بر اون تصادف که تو رو ازم گرفت😞😞😞

  39. شکست عشقی هم نخوردم
    اما از همون بچگیم کلا سرد و خشک بودم
    ولی گفتم شاید نیاز به تغییر باشه که اومدم اینجا

    1. سعی کن فقط یه ذره تغییر کنی ، توی جامعه ای که پر از گرگه اگه بخوای لطیف باشی ،خیلی زود له میشی.

  40. بگو چه مخدری بود در بودنت

    که نبودنت اینقدر درد میکشم

    لعنتی لایق من رو هم با خودت میبردی حالم بهم میخوره تا مادر میگه واست خواستگار اومده دلم میخواد زمین زمان رو باهم یکی کنم یا برگردی یا منو با خودت ببری

    1. دوئل بدبختی گذاشتین با دکاروس ؟.بزار یه شعر شاد بزارم،کودک درونتون زنده شه
      اتل متل یه مورچـــه قدم می زد تو کوچه
      اومد یه کفش ولگرد پای اونا لگد کــــرد
      مورچه ی پا شکسته راه نمی ره نشسته
      پاشا با برگی بسته لنگون زنون و خسته
      نمی تونه کار کنه دونه ها رو بار کنـــه
      تو لونه انبـــار کنــه بچه هاشا شاد کنه
      مورچه جونم تو ماهی عیب نداره سیاهی
      مانند شیر شاهـــی خوب بشه پات الهی

        1. چشم 🙂
          ولی من بخوام کسیو حرص بدم ، باید قیافشو در حال حرص خوردن ببینم ،مجازی بهم حال نمیده

  41. ادمین از نظر شما مشکلی هست که کامنتا خودشون تایید بشن؟…چرا؟
    راستی من چرا دیگه نمیتونم ثبت نام کنم؟

  42. ادمین یه چیزی بگم؟… به این نظر سنجیایی که میزاری تو کانالت توجه نکن… خیلیا یه رمانو نمیخونن و گزینه ضعیفو میزنن تا رمان از کانال برداشته بشه… لطفا به نظراتی که تو سایتا گذاشته میشه توجه داشته باش چون اینجا وقتی یه نفر رمانو میخونه نظر واقعیشو درباره رمان میزاره ولی تو کانال خیلیا شانسی جواب میدن…مثلا رمان غرقااب رمان بینظیریه ولی نظرسنجی یه چیز دیگه میگه…

  43. یاسی من از دستت خیلی ناراحتم
    بازبون بی زبونی به من گفتی زبون نفهم
    اینو میزارم پای عصبانیتت

    1. آزاده گلم ، عزیزم من نگفتم که تو نفهمی ، من هیچوقوت به کسی توهین نکردم و نمیکنم …
      گفتم یسری چیزاا رو نمیفهمه یعنی اینکه هنوز یه چیزایی رونمیدونی گلم ، مثل خود من 🙂

              1. قلقلکت بدم شاید اومد!… دراز بکش آرام…البته وایسا قبلش دستامو بشورم…
                یاسی تو باید از من حمایت کنی الان!…

          1. ادمین لنتی من نمیدونم تو چرا اینقدر برام نظرت مهم بود که سریع این کار و کردی
            هنگ نمیکنه بکن دیگه این کار و

  44. سلام بروبچ گل گلاب
    یاسی عزیزم ازاده خانوم ایلین گلم و همه وهمه خوب هستید؟؟؟؟؟؟؟؟؟

        1. تواین مدت که نبودم خیلی حالم بد بود
          ووقتی کامنتاتونو میخوندم حالم خوب میشد
          اتفاقی بود که هم خوشحال کننده بود هم ناراحت کننده
          دوست صمیمیمو نامزد کردن وقتی فهمیدم خیلی خوشحال شدم ولی وقتی اسم نامزدشو فهمیدم که همونی بود که من واقعااز ته قلبم دوسش داشتم بچه ها الان که دارم اینارو مینویسم اشکام میریزه من به اون نگفتم دوسش دارم چون فک میکردم از چشمش میافتم😭😭😭😭

  45. ترانه جون🙌💘💞💖💕💓💗💔❤️💙💋😍😘😄😃👼😀😊😊☺️😉
    عزیزم این حرفا رو نزن شرمنده میشم به خدا 👏🙏شما هم مثل آیلین جون { و دوستان سابقم ) جای خواهر نداشتم هستین•••••(من فقط یه برادرکوچیکتر دارم )
    باش اگر دوستداری بگو کجاها میری بیام باهم حرف بزنیم و اینکه میخواستم تو رمان خانزاده جوابت بدم میترسیدم مثل دفعه های قبل یکدفعه ناغافل مدیر قسمت جدید بزاره برای همین منتظر پارت/قسمت جدید/ بودم ایندفعه خیییلی منتظر موندم و نیومد همه دوستان هم صداشون در اومد. اما چه خوب شما اینجا هم منو پیداکردی غافلگیر کردی😉☺️😀😃😄 عزیزم من رمان خان /اَفرا خان/ ه•و•س•ب•ا•ز• رو هم تو همین سایت; رمان وان پیدا کرده بودم و میخوندم
    (هنوزمثل بقیه رمانها ادامه داره و هفته ای یک قسمت میاد فکرکنم پنجشنبه یا جمعه ها ) . متاسفانه از کانال تلگرامش خبری ندارم فعلن• شما اگر آدرسی چیزی از نویسنده اون رمان پیداکردی لطفن به من هم بده باهاش کار داشتم•••
    آیلین جون چه خوب😉😀😃 تعطیلات بهت خوش بگذره گلم 😘😍. اون سریالی رو که گفتی خانوادت میبینن. گودال•. من پیش پرده تیزرش دیدم مثل همیشه چندبازیگر آشنا دیده بودم توش• اَهل فیلم کُره ای هم هستی؟!؟

    1. تو چطوری نیوشا جون خوبی فدات
      منم دارم توهمون سایت میخونم راستش من تلگرام ندارم هرچی رمان جدید میاد تو سایتای مختلف میخونم
      فدات گلم که منم جزی از خودت میدونی 😘😚😗😙

  46. مرررسی نیوشا جانم… هم بابت خواهری, هم بابت تعطیلات,, امیدوارم شما هم لذت ببری… فیلم کره ای بیشتر تو تلویزیون دیدم, ینی سریال خانگی فقط یه دونه تو زیبایی رو دیدم ولی ازین سریالایی که شبکه سه میداد!… فک کنم ۹۰ در صدو دیده باشم, جومونگم که ۹۹ بار دیدم!…. خییلی دوسش دارم…

  47. وای خدا جومونگ چه قدر مامانم حرص میخورد من همه تکراراشو میدیدم یادش بخیر جقدر اون موقع بی دغدغه بودم که رو جومونگ کراش داستم

      1. جووووون
        تا حالا چند نفر و سوار کردی باهاش؟؟؟
        اه حالم بهم خورد از لحن حرف زدنم 😂😂😂😂

  48. اهان بله کاملا متوجه شدم ممنونم دوستان که منو بااخلاقیات ادمین اشنا کردید من نمیدونستم الان کاملا متوجه این موضوع شدم دیگه باادمین هیچ صحبتی نمیکنم

  49. سلام بچه ها من یه نظر ازتون میخواسم چون تقریبا بیشترتون تجربی میخونید هم رشته من هستید میخواستم بدونم این برنامه هایی ک داخل تلویزیون مثل یادگیری اسان و… تاثیری داره واسه رتبه کنکور یا خودت بخونی بهتره ممنون میشم نظراتونو بگین.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

codebazan