رمان استاد خلافکار پارت 66 - رمان دونی
رمان استاد خلافکار

رمان استاد خلافکار پارت ۶۶

 

چند بار تو راهرو بیمارستان مردم و زنده شدم تا دکترا بهم جواب بدن
ذهنم بهم ریخته تر از هر زمانی بود
میلاد با کاری که کرد اشوب وحشتناکی تو دلم به پا کرد و رفت!
آیلا هم پیش میلاده…میدونم آسیبی به ایلا نمیزنه ولی اگر پیش خودم بود خیالم راحت تر میشد!
آه غمگینی کشیدم که دکتر رو دیدم
به سمتش پا تند کردم و نفس زنون گفتم:
_چی شده اقای دکتر؟!حالش خوبه؟
دکتر در حالی که پرونده رو میبست به چشمام خیره شد
_شما چه نسبتی با بیمار دارید؟
مردمک چشمام میلرزید…هول شده گفتم
_زنـ..ـشم
_ببینید بهتره که بدونید ممکنه تا یک مدت عارضه هایی داشته باشه،نگران نباشید چیز خطرناکی نیست ولی یک موادی با دُز بالا به بدنش تزریق شده…زود رسوندیدش بیمارستان وگرنه زنده نمیموند
گیج زل زدم به دهن دکتر
_متوجه نمیشم،چه موادی،چه عارضه ای
الان حالش چطوره
_الان حالش خوبه،فقط تو بخش مراقبت های ویژست
عارضش میتونه این باشه که عصبی باشه،بزنه بشکونه
با حرفش نفش حبس شدمو رها کردم…این که عادیه دکتر جون
خداروشکر پس سالمه
با ادامه حرف دکتر شوک بهم وارد شد
_ممکنه یک مدت کوتاهی نتونه راه بره
ضربه شدیدی وارد پاهاش شده و دز مواد امکان حس پاهاش رو گرفته
با رفتن دکتر روی صندلی نشستم،همش تقصیر اون دخترست….لیلی!
دندونامو روهم ساییدم و به موبایلم چنگ زدم
شماره میلاد رو گرفتم که بااولین بوق وصل شد
با شنیدن صدای ایلا لبخندی روی لبم نشست
_سلام مامان…کجارفتی مامان
من میخوام بیام پیشت
_اروم باش مامانم…به بابا میلاد بگو بیارتت پیش من
اینجا میخوام کادو تولدتو بهت بدم

#لیلی

از صبح که بیدارشدم از اتاقم بیرون نرفتم و روی پاهام ایستادم و کمی راه رفتم
بهتر شده بودم…انگار جون اومده بود تو بدنم
ولی به کمک دیوار تعادلم بهتر بود
لبخندی زدم و زیر لب خداروشکر گفتم
کاش بتونم با آرش تماس بگیرم و از خودم خبر بدم تا بیاد و ازاینجا ببرتم
ضربه ای به در اتاق خورد که دستی به موهام کشیدم و اروم درو باز کردم
دکتر نایت بادیدن من که روی پاهام ایستادم یک تای ابروشو بالا انداخت و دستاشو بغل کرد
_خوبه میبینم سر پا شدی
_ای همچین…ولی هنوز تعادل درستی ندارم
_خوبه…واسه صبحونه نیومدی اشکالی نداره اومدم بریم برای صرف ناهار…باهات حرف هم دارم
بعد از حرفش دستشو به سمتم دراز کرد نگاهم و به چشماش دوختم
_خودم میتونم بیام دکتر نایت
_میتونی بهم بگی دانیل
_چشم
بعد از حرفم از کنارش اروم عبور کردم که باهام همقدم شد
سر میز برام صندلی رو عقب کشید و خودشم مقابلم نشست
_چیزی که میدونستم میخوای رو برات انجام دادم
سوالی نگاهش کردم که راحت قاشق غذاشو داخل دهنش گذاشت و بلعید
انگار نگاه خیره من اذیتش کرد که شونه هاشو مثل بچه ها بالا انداخت
_مگه نمیخواستی آرمین تهرانی که اومده بود دنبالت رو از اون خانه وحشت نجات بدی؟

با حرفش چشمام گرد شد و لب زد
_واقعا شما اونو نجات دادید؟ چجوری
اونم خریدید؟

_اون فروشی نبود یعنی بودا اما
_اما چی؟
_اون اعضای بدنش‌ فروشی بود نه خودش!
وحشت تو وجودم رخنه کرد
_نترس…من خارجش کردم و الان پیش زن و بچشه

#هانا

قبل از اینکه ایلا برسه خودم وارد اتاق ارمین شدم…لاغر شده بود و صورتش زرد رنگ میزد
کنارش نشستم و دستمو بین موهاش بردم
چقدر دلم برای دیدنش تنگ شده بود…آرمین…مرد مغرور من…دلم برات تنگ شده بود
اشک از گوشه چشمم چکید
اروم لب زدم
_کاش زودتر چشماتو باز کنی…اگر بدونی چقدر نگرانت شدم…مردم و زنده شدم
دلم برات یک ذره شده بود اقای تهرانی
بغضم نذاشت ادامه بدم
اروم به سمتش خم شدم و لبای نم دارمُ روی ته ریشای جذابش گذاشتم
اروم بوسیدمش…نه یک بار کم بود
بازم بوسیدم…دوبار…سه بار…چهار
روی شقیقه اش…لباش…گونه هاش…چشماش!
_زودتر خوب شو…باز سرم داد بزن…اذیتم کن
عصبیم کن…فقط باش!
با، باز شدن در اتاق خودمُ عقب کشیدم که از چشم میلاد پنهون نموند
آیلا به سمتم دویید که بغلش کردم
_ببین عمو آرمینُ پیدا کردم مامانی
میدونستم تو خیلی خوشحال میشی مگه نه
ایلا بی حرف زل زده بود به ارمین بی هوش
_مامان ارمین جون مُرده؟
با حرف ایلا قلبم فرو ریخت
باصدا لرزون لب زدم
_زبونتو گاز بگیر عشق مامان…عمو یکم مریضه دکترا بهش امپول زدن خوابیده
زود میاد خونمون دوباره…الان بریم خونه تا عمو و تو استراحت کنید
_من نمیام…میخوام پیش ارمین جون بمونم
_آیلا نمیشه بابایی…باید بریم خونه…بیا بریم یالا
کیک تولدتم هنوز نخوردی
_من نمیام…مامانی توروخدا
به میلاد نگاه کردم…اون خیلی کمکم کرد و واقعا خوب بود ولی اون نمیتونه بچمُ از پدرش جدا کنه
دیگه نمیخوام از ارمین فاصله بگیرم
_اشکال نداره،بمون دخترم منم تو راهرو متظرتم

روی صندلی نشستم که میلاد عصبی گفت
_معنی کاراتو نمیفهمم هانا،داشت میمرد میذاشتی بمیره تا هممون یک نفس راحت بکشیم
حال ایلارو دیدی؟ اینقدر وابسته شده به آرمین که تو دو روز نبودش داشت دیوونه میشد بعد تو اجازه میدی کنارش بمونه
عصبی از جام بلندشدم و به سمت خروجی بیمارستان رفتم
میلاد با قدمای بلند دنبالم اومد و مدام زیر لب غر میزد
داخل محوطه بیمارستان که رسیدم ایستادم و به چشماش خیره شدم
_میلاد میتونی بری خونه خودت و کل شب رو استراحت کنی
با حرفم چهره اش درهم شد و با صدای بم شده از عصبانیتش غرید
_میرم آیلارو برمیدارم و میرم خونه
عقب گرد کردم که به بازوش چسبیدم و به طرف ماشین کشیدمش
_دیگه نمیخوام آیلارو از پدرش جدا کنم
اون حق داره که کنار پدرش باشه وقتی اینقدر هم دیگه رو دوست دارن…

_هه…تومیخوای پیش ارمین بمونی یا ایلا

چشم غره ای بهش رفتم
_معلومه آیلا…صد در صد وقتی بزرگ بشه بهم میگه چرا از پدرش جداش کردم…وقتی ایلا نمیدونه پدرشه و اینقدر بهش وابستس یعنی نه من نه تو نمیتونیم جلوی نسبت خونی اونا رو بگیریم
حالا توهم برو دنبال زندگیت
_هانا تو زندگیِ منی!چهارساله منتظرم مال من بشی
بی انصافی نکن هانا…خواهش می کنم
یکم دیگه فکر کن…آرمین برای تو مرد زندگی نمیشه،شاید برای دخترش پدری کنه ولی واسه تو شوهری نمیکنه
_میشه تنهام بذاری میلاد!لطفا
بعد از رفتن میلاد برگشتم داخل بیمارستان
یک اتاق خصوصی واسه ارمین گرفته بودم
اروم درُ باز کردم که باصدای ایلا به سمتش چرخیدم
لبخند پررنگش بهم انرژی داد…یعنی اینقدر کنار ارمین شاده؟!
نگاهم سمت ارمین کشیده شد…رنگ نگاهش یک جور خاصی بود
زیر لب سلام کردم

_سلام
صدای ضعیف بود و لبخند عریضی روی لب هاش نقش بسته بود
با قدمای بلند به سمتش رفتم و دستش رو بین دستام گرفتم
_حالت خوبه؟!
چشماشُ باز و بسته کرد…دستاش زیاد جون نداشتن
مثل یک تیکه گوشت بی جون بود….چشمام بااین فکر تار شد
چشم تو چشم ارمین شدم که یک قطره اشکم پایین چکید
_هانا کی مرخص میشم
لب زدم:
_نمیدونم
_ببخشید که نمیتونم اشکاتو پاک کنم….بدنم در اختیار خودم نیست
با حرف ارمین،ایلا بالا پرید و با چشمای گرد شده گفت
_یعنی چی بدنت مال خودت نیست،یکی دیگه بر داشتتش؟
بعد از حرفش ملحفه رو کنار زد
_بدنت که هست عمو
ارمین خنده صداداری کرد و گفت
_خوب شد مامانت تو شیرین زبون رو برای من به دنیا اورد
_اما مامان که من و واسه بابا میلاد به دنیا اورده
باحرفش نگاه عصبی ارمین روم دوخته شد
_من میرم بیرون…شما هم استراحت کنید
سریع اتاقُ ترک کردم و روی صندلی نشستم
اگر ارمین بفهمه موضوع حاملگیمم دروغه دیگه تفم تو صورتم نمیندازه….
خدایا خودت کمکم کن…نمیخوام آرمین و ایلا رو از دست بدم

🍁🍁🍁🍁
🆔 @romanman_ir

229 دیدگاه

      1. اگه هرکس دیگه ای بنویسه دیگه مثل اون نمیشه چون شخصیت شخصیت های رمان تو ذهن نویسندست حالا با عوض شدنش شخصیتام عوض میشن:)))ترجیح میدم یه پایانی برا خودم ببندم تموم شه بره:))و اینکه رمان داره میفته رو دور تکرار یادتونه قبلا هم ارمین یه چیزیش شد نمیتونست پاشو تکون بده فلج شد^_^

  1. این همه عکس ادمین باید این مرتیکه آشغالو بزاری😠😠😠
    بخدا همون عکسای امیر طالشی بزاری خیلی بهتر از این نکبته

  2. ای لیلی بمیری بمیری که وجودت ی ملت رو بدبخت کرده😡این میلاد هم دیگه شورشو در آورده آخه به تو چه که ایلا از آرمین خوشش میاد خوب باباشه احمق😑فقط خدا کنه آرمین زودتر خوب شه😭

      1. چرا بدبخته؟
        آدمی که زن و بچه‌ی خودشو به خاطر یه زن دیگه ول می‌کنه آدم نیست
        هانا یه ذره عقل داشت با خودش می‌گفت این عنتری که بچه‌ی خودشو ول کرده از کجا معلوم یه بار دیگه عاشق شد زن و بچه‌ی منو ول نکرد؟
        تازه تو پارت قبلیم معلوم شد اصلا عاشق هانا نیست فقط میخواد بهش برسه=/

          1. منظورم از رسیدن اون نیست😐 عاشق نیست اصلا گیریم عاشق باشه عشق مهم‌تره یا بچه؟ عذاب وجدان نمی‌گیره بچه خودش بی باباس این اینور واسه آیلا که خودش بابا داره پدری می‌کنه؟

  3. زارت…فقط همین قد خسته نباشی دلاور خدا قوت پهلوان
    میگم خدایی نکرده اینقد به خودت فشار میاری پوسستت خراب نشه
    😐😐😐😐🤔🤔🤔🤔

  4. ادمین ،استاد سجاد،داداش ساشا
    بیاین پاتوق بزنیم فقط ما ۴تایی حالا ادمین میگیم سرش شلوغه فقط ما سه تا ؛اگه بقیه هم میخوان بیان

    1. پاتوق ؟؟؟کجا ؟؟؟شایدمن نتونم بیام
      راستی آزاده خانم خوب شدین بعد یه چیزی ایرادی نداره ۳تا پسر با یک دختر
      اها راستی اگه میخواد مثل اون قضیه بشه من نمی یام دیگه خوشم نمی یاد اعصابم بریزه بهم

        1. آره بخیه هارو کشیدم ولی یه ذره جاش میخاره
          آه راستی داداش میلادم قرارع امروز یا فردا یا یه هفته دیگه بیان ایران تا عید بمونن
          انقدر ناراحتم بابت این قضیه 😢😢😢😢

          1. آزاده خانم اگه استاد سجاد بیاد منم می یام ولی شاید من دیر به دیر بیام سایت داداش سجاد اگه تو بیای منم می یام
            اه میلاد قراره بیاد بسلامتی چرا داداشته چرا خوشحال نیستی که میخواد بیاد
            این پاتوقه قراره توش چه اتفاق هایی بیوفته مثلا چه فرقی با الان سایت داره

                1. باشه بابا غلط کردم
                  شما همیشه عادت دارین یه حرفیو بکوبین تو سر آدم آقا ساشا ؟؟؟؟
                  تقصیر خودت نیست!پسری دیگه ؛
                  پسرا همشون مثل همن

              1. آزاده خانم خودتون گفتین دیگه نمی تونین بهم بگیم داداش منم دیگه….هیچی ولش کن من چه به اسم صداتون کنم چه به ابجی همتون مثل خواهر های نداشته هستید

                1. باشه دیگه بهتون میگم اجی آزاده الان خوبه پاتوقتون چشم هروقت بیکار بودم می یام
                  ولی خداوکیلی حرص دادن دختر ها ادمو سر حال می یاره مگه نه استاد سجاد
                  البته دخترهای گروه بهتون برنخوره فقط جهت مزاح گفتم

    2. رمان دیگه اون هیجان قبل رو نداره داستانش خوبه ها ولی از کلمات خوب استفاده نمیشه دیگه نمیتونه مثل پارت قبل خوانندرو مجذوب داستان کنه تو لحظه های رمانتیک یا حادثه‌ای نمیتونه اون حسو به خواننده القاء کنه … بازم مرسی داستان خوبی بود

  5. سلام بروبچ امیدوارم همه خوب باشین چند وقتی نبودم گفتم یه سری بزنم و حالتونو بپرسم و اینکه این خوشحالیمم باهاتون شریک شم😁😀بلاخره بعده کلییی تحمل امروز رفتیم دکتر معلوم شد صاحبه دوتا فرشته دختر شدم🤩خیلی خوشحالم چون واقعا عاشقه دخترم اونم الان که فهمیدم دوتان😍😊😅

              1. مگه بالاتر از ۳۰ سالته؟من خودم بچه اولم وقتی بدنیا اومدم بابام ۴۸ سالش بود😊من ۲۵ سالمه😁

                1. نه ۲۸ساله امه بابام ۲۰سال ازم بزرگ تره خخخ خوب موقعی پدرشدی ولی مشکل اینجاست که من هنوز ازدواج نکردم که بخوام پدر شم

        1. مررسی منکه کلا عاشق بچه هام… البته دوست دارم شیش تا پسر داشته باشم یه دختر!… اینطوری داداشاش ازش مراقبت میکنن!… اوخیییی!…

            1. اخه خیلی گوگولی میشه آرام… من همیشه دوشت داشتم هفت تا داداش داداشته باشم!…همین یه دونه رم خیلی دوست دارم…

    1. تبریک میگیم ما هم….
      میگن دختر برکته پسر نعمت. خدا برکت رو به هر کسی نمیده. اونم دوتا…
      آن شاءالله زیر سایه پدر مادر بزرگ بشن و موفقیت های زیادی به دست بیارن

    2. وااااااااااااااااای داداش سوذن مبارک باشه ایشالا قدمشون براتون پر برکت باشه
      وایییییییی خدا جونم دو تا کوشولو خوشبحالتتتتتتتتت حتما کلی ذوق کردی

      1. اره خیلییی ذوق کردم😅هرچند دختر یا پسر بودن فرقی نداره مهم سالم بودنه من بیشتر از اینکه دوتان خوشحالم الان باید بریم هرچی وسیله خریدیمو دوتا کنیم😶

    3. واییییییییی خدا …..
      عمه فداشون بشه 👼🏻👼🏻 فرشته های کوچولو موچولو رو ،،،تپل مپلی ها 😘😘

      تبریک میگم داداش سورن جونم ایشالا قدمشون پر از خیر و برکت باشه 😇😇
      اخخخخخ نمیدونی که چقدر خوشحال شدم که نی نی ها دخترن …
      وقتی کامنتت رو خوندم کم مونده بود پاشم بندری برقصم اخه من عاششششق بچم اونم دختر 😍😍

      1. آخیی بچه هام نه عمه دارن نه عمو نه خاله فقط یه دایی دارن😐 من خودم وقتی فهمیدم بندری رو شاخش بود😂

        1. اخییییی اشکال نداره آقا سورن ، حالا که پدر مادرا کم‌گذاشتن تو جبران کن …
          ایشالا خودت پسر دار هم‌ میشی (اونم اگه خدا بخواد دوتا ) بعد نوه هات هم عمو دارن هم عمه هم خاله هم دایی …

    4. آدمین . آقا سجاد و مرصاد (دیگه نیستش🥺)و سایرین یاد بگیرین ….
      سورن دو هیچ از شما جلو زده ..🤪

      داداشم همین اول کاری خودشو تا ۱۰یا۱۲سال دیگه راحت کرد و تمااااام ……

      1. سورن مبارکت باشه داداش
        قدمشون پر خیر و برکت باشه
        یاسی خانوم
        این بچه خودشو انداخته تو دردسر زوده بابا زود😂😂

        1. مرسی داداش ایشاله روزی خودت شه😊دردسرو خوب اومدی جدا از ذوقش هنوز نیومده حسابی خستم کردن حالا بیان چی میشه خدا میدونه😶

        2. بابا شوخی کردم ،، زن میخواین چیکار تو این بدبختی ،،،مجردی خییییلی بهتره ، یه دنیای دیگست واسه خودش ، میخوری،میخوابی ،میگردی ،رمان میخونی ،فیلم میبینی و …….

      1. وایییی
        بچه منم سه قلو هر سه تاشم پسره
        آخیییی خخخخخخخ
        شوخی کردم مبارک باشه آقا سورن بابت مزاحمتم واسه فرستادن پیام به ایمیلتون واقعا معذرت میخوام

        1. نه بابا خواهش میکنم شما که مزاحم نشدین ولی دو نفر بودن واقعا ولم نمیکردن😐هرچند فهمیدم کین درستشون کردم🙂نمیدونم بعضیا دقیقا به چی فکر میکنن که میان به من پیشنهاد میدن😐انقد اعصابم خورد بود یه مدت

  6. آقا ساشا چی میخواستم بگم؟؟؟؟
    شما بگو من تایید کنم!!!
    آقا خداوکیلی از قبل بهتره
    بزارید این نویسنده بنویسه این تموم شه بره پی کارش

    1. پریساخانم شما قرار بود یه سوال ازمن بپرسید که حتی گفتید یه سوال بپرسم ناراحت نمی شید ؟
      منم گفتم نه بپرسید ولی شاید بدونم درمورد چیه ولی شما بپرس
      خوب بپرسید ببینم سوالتون چی بود ؟

      سجاد داداش من جوابتو تو پارت قبلی دادم حالا اگه نخوندیش بگو تا یه بار دیگه ام اینجابنویسم

      1. خوب خودم میدونم شما گفتید با اینکه میدونم چیه ولی بگید منم گفتم شما بگید اگه همون بود منم میگم آره یا نه
        ولش کنین اصلا

        1. خانم محترم من فکرکردم درمورد قضیه گذشته که یکی اومد جامن کامنت گذاشت وگفت که من دخترم شماهم حتما میخواستید بپرسید این راسته یانه که دیگه برام مهم نیست بقیه فکرکنن که من پسرم یانه
          پریسا خانم اگه این قضیه نیست پس بپرسید خیلی بده ادم و کنجکاو کنید بعد نپرسید لطفا بپرسید ببینم چیه سوالتون
          فوقش اگه ناراحت شدم از سوالتون جوابتونو نمی دم

          1. نه بابا در مورد اینا نبود
            شما هر چی باشی قبولت داریم
            نه ی سوال بود درباره ی همجنس خودت
            گفتم بگم ادمین یا آقا سجاد یا آقا سورن یا خودتون بگین که سنتون نمیخوره
            بعدشم در مورد اینکه کامنت ها رو میخونید چرا جواب نمیدید
            یکی دیگشو یادم نی

            1. سوالتون درمورد هم جنس خودم چیه که به سنم نمیخوره خوب ازخودم بپرسید جوابتونو میدم
              خوب اونایی که به من مربوط نیست جواب نمی دم تازه من قبلا زیاد کامنت می ذاشتم که…اون قضیه قبلی که خوشم نمی یاد دربارش صحبت کنم بعدشم سرم شلوغه به خاطر همین وقت نمیکنم زیاد بیام الانم چون مرخصی دارم می یام توسایت قبلا هم فقط زمانیکه رمان و می ذاشتن می یومدم میخوندمو می رفتم
              سجاد داداش من اخر نفهمیدم این یه گروه بودن یعنی چی اگه توفهمیدی منظور آزاده خانم رو به منم بگو بدونم

              1. ادمین ی ذره خاک برسریه خودت قبول کن چون این رمان هم داره😁
                مثلا شما آقا ساشا شما از طریق ی گپ ناشناس با ی دختر آشنا میشید بعدش اون دختر پاستون میده به ۲ تا از رفیقاش بعدش دختر آخریه که پاس خوردین ازتون سیم کارت میخواد شماهم از اون چیز خاک برسری ها میخواید ولی دختره تا حالا رل و اینا نداشته و از این کار بدش میاد شما هی التماس آقا من ح*ش*ر*م نمیخوام بهت خیانت کنم از این حرفا که شماها میزنید سابقه س شماهم خرااابه ۴ ماه میگذره شما روی مخ اون کار میکنی اون هم شمارو ایسگا میکنه و درخواست هاتونو قبول میکنه الکی مثلا تا سیم و بگیره و تمام خلاصه میزنه دختر خانواده لو میره و همه فامیل هاشون میفهمن و دختر خودکشی میکنه ولی خوب زنده میمونه یعنی سطحی و عمیق میزنه بخیه و اینا هم نمیخواست بعد شما دوباره میرید با دوتا از اون دختر قبلیا رفیقای دختره.دختره خواسته و ناخواسته عاشقت میشه ۵ ماه میشه خبر می گیری ازش ولی از طرف دختر فحش میخوری توی طول اون ۴ ماه بهش میگی عاشقشی رفیقتون هم به دختره میگه دوست دارم و شما میری باهاش دعوا بعد بخاطر دختره میفتی بازداشگاه بعد دختره کمکتون میکنه میای بیرون بخاطر اینکه داشتی با دختره حرف میزدی زدی ب یکی افتاد کما رفیقتون میگه آقا پسر خوبه بخاطر تو اومد فلان و این حرفا ولی دختر فک میکنه بازداشگاه و کتک و اینا همش الکیه هنوز هم فکرش همینه.خوب این شد که شما خبر میگیری و فحش میخوری دختر سیم میخره و به پسر پیام میده میگه چرا ازش خبر گرفتی البته میتونست بهش پیام نده ولی دلتنگی دیوونش کرده بود شده بود منزوی بهش پیام میده پسر یعنی شما میگی من با کسی نبودم توی این ۷ ماه دوماه گذشتااا دختره بخاطر عشقش به اون باور میکنه خلاصه ۳ روز میگذره آخرش پسره میگه میکنمت با نمیخوامت دختر میفهمه برای ارضا شدنش میخواد میگه تموم ولی پسر میگه نه میخوامت این حرفا تا میکشه تموم میشه
                این خلاصه بود ولی به نظرتون پسره دختره رو دوست داره…..

                1. اوووو با اینکه خلاصه گفتم ولی زیاد شد 😂😂😂😂
                  همه نظر بدید به خصوص پسراااا این داستان واقعیه و الکی نیست

                2. این طوری که شما گفتین وچیزی من ازش فهمیدم اولا به نظرمن پسره برا شهوتش می خوادش فقط
                  مثلا من اگه کسی رو بخوام خیلی هم دوسش داشته باش هیچ وقت راضی نمیشم که به خاطر شهوتم عشقمو اذیت کنم به خصوص وقتی که می بینم دختره البته مطمئن بشم دختره پاک ودفعه اولش باپسر دوست میشه ناراضیه وسیم و بهش می دم واینکه وقتی فهمیدم که خانواده اش فهمیدم وخودکشی کرده نمی رفتم با دوستاش دوست شم
                  حتی اگر هم نمی دونستم که خودکشی کرده پیگیریش می شدم ببینم چرا نیستش
                  ببین پریساخانم متاسفانه بعضی از ما پسرا فقط دخترا را فقط رووسیله ای برا ارضا کردن خودمون می دونیم البته ببخشید این قدر رک حرف می زنم این ها همه تجربه هایی است که طی عمرم به دست آوردم مگه من خودم نبودم نامزدمو از طریق دوستی پیدا کردم ولی کار خلافم فقط بوس کردنش بود همین وبعد شش ماه حدودا بود که بعدش رفتم خواستگاریش
                  اگه نظر من و میخواید پسره ففقط یه خاطر شهوتش میخواد دختره رو اقا یه پسر اگه عاشق دختره باشه هیچ وقت راضی نمیشه قبل از ازدواج یاعقدش رابطه داشته باشه بادختره پس دختره به نظرم قطع رابطه بکنه بهتره ودیگه دوسش نداشته باشه همین

                3. پریسا جانم من که نفهمیدم چی شد بالاخره فقط میتونم بگم خودکشی گناه کبیرست و هیچ چیزی ارزش این کارو نداره…. ( شرمنده اینهمه تایپ کردی کوتاه جواب دادم!)….

                4. یه چیز دیگه اخر دختره باهاش رابطه داشته یانه وقتی به دختره دروغ گفته که این یه مدت که دختره نبوده اونم باهیچ کسی دوست نبوده درحالی که با دخترا های دیگه بوده همین یعنی دوسش نداره همین پریسا خانم اینم که رفته با دوستش دعواکرده و به خاطر دختره تصادف کرده اینا برای اینه که دختره را خام کنه که بیاد باهاش رابطه داشته باشه همین اصلا دیگه دختره نباید محل بهش بذاره وبیخیالش شه

        1. خب اگه دختره عاشقشع و نمیتونه دست ازش بکشه چی؟؟؟؟؟
          میدونید شما از عشق دست کشیدن یا اون و فراموش کردن خیلی سخته
          مرسی ازتون آقا ساشا و آیلین

          1. پریسا جون ببخشید که بجای آقا ساشا جواب میدم ولی به نظرم اون دختر هر چقدر هم که عاشقش باشه بخاطر خودش و آیندش هم که شده باید تموم سختی ها رو به جون بخره و اون پسر رو فراموش کنه چون این یه عشق دو طرفه نیست و اگر هم باهاش ازدواج کنه کل عمرش باید در حسرت باشه که چرا اون عاشقش نبوده و فقط برای ارضای خودش میخواستش …
            ما آدما وقتی عاشق میشیم فقط به دنبال این هستیم که به عشقمون برسیم و به این فکر نمیکنیم که ممکنه بعدش چقدر از طریق همین عشق بهمون ضربه روحی روانی زده بشه ،،من خودم هیچ وقت عاشق نشدم اما یکی از دوستام چنین مساله ای براش پیش اومد و الان کل حرفش همینه که دوست داشته نشدن خیلی سخته …

            1. نه بابا
              اوکی درسته حرفت
              ولی هیچ وقت فراموش نمیشه و جاش هست همیشه مثل ی تیغ میمونه میکشی رو بگو هست جاش هیچ وقت نمیبره آره اون دختر منم زجر کشیدم تا بلند شدم ۱۲ و ۱۳ ماه کم نیست خیلی سخته خیلی
              جای آدم بودن خیلی سخته

              1. نههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه توییییییی اون دختره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

          2. آره دست از عشق کشیدن سخته ولی بهتر از اینه که بعد از رابطه پسره ولش کنه
            بعدم بنظرم تنش بیشتر ارزش داره تا پسره
            من خودم چنین اتفاقی برام پیش اومده دوستم ی ساله تموم نشست کنارم هی از خوبی رل بودن گفت از دوس پسراش گفت وقتی که اومد گفت یکی هس که منو خیلی دوست داره بهم گفت دوست داری ببینیش منم خر شدم رفتم طرف رل بعد از سه ماه دیدم چنین چیزایی ازم میخواد منم تا چنین حرفی زد بهش گفتم اگر خواهر خودتم بود چنین چیزی میگفتی طرف عصبانی شد گفت مگه خواهر من هر جایی هس که چنین چیزی میگی منم بهش گفتم خواهرت هر جایی نیس منم هر جایی نیستم برو با کسی اهلش باشه از من چیزی بهت نمیرسه برو خوش گلدی کاکام.
            بعدشم هر چی التماسم کرد که بگرد غلط کردم منم بهش گفتم غلط کردی که درمورد من چنین فکری کردی اگر برنگردی به داداشت میگم منم رفتم ی راست قضیه رو به داداشم گفتم داداشمم رفته بود حسابشو گذاشته بود کف دستش منم دور پسرا رو یه خط گنده قرمز کشیدم
            دوستمم تا دید چنین کاری کردم رفت هزارتا حرف کم وزیاد زد من از رفیقم فابم بد خوردم اینجا شد که دیگه دور دخترا هم خط کشیدم
            از اون به بعد تا یکی خواست بهم نزدیک بشه با خودم گفتم تنهایی با ارزشه چون خالی از آدمای بی ارزشه
            بعدم عشق آدمو داغ میکنه دوست داشتن آدمو پخته میکنه
            هر داغی ی روز سرد میشه ولی هیچ پخته ای دیگه خام نمیشه
            منم با آقا ساشا و یاسی موافقم بهتره بیخیال پسره بشه

          3. منم دارم نظر میدم اخه میمردم اگه نظر نمیدادم ببخشید خخخخخخخ.من اگه یک درصد جای دختره بودم حتما پسررو فراموشش میکردم چون باید به این فکر کنه که ایندش تباهه ادم عاشق کوره شاید اونم کور شده باشه اگه یه ذره به حرفای کسایی که واقعا دوسش دارنو خوبیشو میخوان باید به حرفای اونا اعتماد کنه و عمل کنع چون غیر از این اگع ازدواج کنه فقط خودش بدبخت میشه پسره شاید بعضی موقع ها بهت ابراز علاقه نشون بده که بیدلیل نیست یه چیزی میخواد/خخخ/وگرنه خیلی راحت به کثافت کاریش یرسه و تمام و دیگه نمیشه زندگی میشه جهنم

    1. بمیرم برات اینجام .نبودم به خاطر این بود که درگیر عروسی بودم نتونستم بیام ببخشید جانا

      منم دلم برات تنگ شده بود گوگولییییییی

            1. خخخخخخخخ عشقم راهش خیلی دور بود .ببخشید اصلا یادم هم نبود خخخخخخخخخخخخ

              نه اینکه این ادمین چند روزه از خونه زده بیرون واسم فکر نمیذاره ک خخخخخخخخ

  7. ای واااای واااای ای وااااای
    والا من میگم که هانا حامله اس بااخرین رابطه ایی که باارمین داشت حامله شد
    بچه اش هم پسرهه
    ولی میلاد برای اینکه هانا رو از دست نده میاد سراغ ارمین
    تاارمین و بکشه ولی هانا میاد جلو گلوله مسقتیم میخوره ب شکم هانا بعد بچه هانا میمیره یاخودعه هانا میمیره
    والا تمام رمانایی که تاالان خوندم اینطوری بود

      1. خواهش ابجی (البته ببخشید ستایش خانم) من خوبم البته اگه یکی نیاد بزنه توحالم
        ببخشیدم به خاطر این بود کع من قسم خوردم باهیچ کسی تو فضای مجازی صمیمی نشم

        1. نه تو داداشمی وگرنه من جور دیگه ای اونجوری حرف نمیزنم خخخخخخخخخخخخخخ

          اره تجربه نشون داده صمیمی نششی

          1. بچچچچچچچچچچچههههههههه ها اینجا یه برفیه بیا و ببین انقدر خووووووووووووبببببببببببهههههههه

  8. راستی یه چیزی یادم رفته بود بگم :))
    یادم نیست کدوم اما گفته بودین معدل مهمه ببین عزیزم معدل حتی دوازدهمش هم مهم نیست:))البته فقط برای رشته های تاپ مث پزشکی و دندون و دارو و… معدل فقط برا تربیت معلم:))
    من برادرم پزشکی میخونه نمره های مدرسه و امتحانشم بالابود ولی همش فاقدتاثیرمثبت بود:))به عنوان یه دوست میگم بخونید برای کنکور جوش این امتحانای مدرسه رو نزنین همش میگذرن دوسال بعد حتی یادتونم نمیاد معدلتونو ولی کنکورتون تا عمردارین نتیجش رو تو زندگیتون دارین•_•

    1. کاملا باهاتون مخالفم من خودم دانشجو داروسازی هستم و تمام نمره های امتحاناتم رو داخل دانشگاه ازم خواستن و این یک چیز کاملا مسلمی هسته اگه شما بخواهید کنکور خوبی داشته باشید باید پایه قوی داشته باشید و سوال های امتحانی درون مدرسه ای هم از همون سوالات پایه هستش

      1. جدا!:))من نشنیدم همچین چیزی شاید دانشگاه شما اینطوری باشه:)
        چون من یکیو میشناسم پزشکی شیراز و سال دومشه قبولی شهریوره:))))))))))و جزو۱۰نفراول دانشگاه:)))))سوالات رو بلد بود ولی چون با روش تستی مینوشت فقط بیس پنج صدم جواب اخررو میگرفت^_^درحد۱۳و۱۴هم بیشترنمینوشت سرامتحان:/

      2. دانشگاه شما کجاس که نمره میخاد؟؟اصن به چه دردش میخوره؟؟؟خیلیا هستن که تو مدرسه خوب بودن و تو کنکورم همچنین…ولی از اونجایی که کنکور تستیه عقل حکم میکنه که تشریحی و نمره رو بیخیال شید

        1. اصن اگه نمره رو بخان بپرسن خیلی بی عدالتیه😂😂بعضی مدارس کشکی کشکی نمره میدن برعکس بعضی مدارس با سختگیری زیاد که گرفتن نمره۱۵افتخاره:////فقط همون دوازدهم که نهاییه اونم بعیدمیدونم رشته های تاپ تاثیری باشه😐😐

    1. 😂😂😂😂😂
      چقدر داری میسوزی آخه
      بچه ها ی سوال کی تاحالا توی دبیرستان تغییر رشته داده؟؟؟

  9. بچه ها پارت قبلی شعر کوچه از آقای مشیری و با جوابش گذاشتین.منم به عنوان نفر دوم خودم جواب این شعرو دادم البته میدونم زیاد قوی نیست ولی خوب امیدوارم خوشتون بیاد لطفا نظرتونو بهم بگید مچکر:)
    بی تو مهتابشبی از ان کوچه گذشتم
    وز خستگی بر تخته سنگی بنشستم
    دیدم آمد زان صدایی
    که تو عشقی و صفایی
    سرم بالا گرفتم
    ندایی را شنفتم
    ندای عاشقی را
    دل و دلدادگی را
    شنفتم از آن چشم سیاهش
    از آن صورت ماهش
    از ان کوچه و راهش
    ازمعشوقه و جانش
    از ان جام شرابش
    لب گزیدم
    بند اشکم را بریدم
    پس ای فرهاد من کوشی کجایی؟
    نیستی و منم و اشک جدایی
    مدتی قبل
    من نیز از ان کوچه گذشتم
    فرهاد را دیدم و رفتم
    اندکی بعد سرم بالا گرفتم
    فرهاد دید نقش شگفتم
    دزدید آن نگاهش را
    آن برق چشان را
    محو شدم من
    غرق شدم من
    در برق نگاه اش
    آن حجب و حیایش
    آسمان صاف و شب آرام
    منم و این قدم خوش قدم آهو خرامان
    عشق لبریز شد از جام وجودم
    که من خام و حسودم
    رقصید باد بهاری
    اواز عشق خواند ان قناری
    شد آزاد آن گیسوی فراری
    چه زیبا شدخرخر و ان چر چر آن چرخ گاری
    نغمه ی عشق آزاد و جاری
    گذشت آن مردک گاری سواری
    پرسید که یارم می شوی؟
    مونس و غمخوار جانم میشوی؟
    محرم و نامحرم هر پرده ی دل میشوی؟
    مرهم هر محرم آشفته ی دل میشوی؟
    گفتم که آری میشوم
    من به همراه عشق جاری میشوم
    داد سروی را نشانم
    که این باشد نشانم
    ناگهان هلهله شد
    شادی و ولوله شد
    ماه بر عشق من و عشق دلم خندید
    حاشا که پس از این در این بندید
    پرسیدم که چه بندی؟
    گفتاچه بندی بد تر از بندی؟
    که بی یار چشت را نتوانی تو ببندی
    نفهمیدم بیانش را
    طعنه ی تلخ کلامش را
    ناگهان صبح شد
    همه چی در نظرم قبح شد
    ناگهان هلهله پاشید
    چشمه ی اشک غمم جوشید

    ماه خندید
    همه در جنب و خروشید
    این میان فرهاد من گم شد
    آخر او گفت بیا و خانم من شو!
    این میان این منم و ماه و همین سرو
    کسی نیست تسکینی بر این درد
    کوچه خلوت
    به غم من همه دعوت
    آمدم من به خودم
    خاطراتم را زدودم
    آن صدا آمد باز
    چه زیبا و چه با ناز
    سایه ای دیدم
    لحظه ای ترسیدم
    دل من بیتاب شد
    چشم من احزان شد
    کیستی؟برو و تنها بگذارم!
    فرهادم من عشق طلبکارم!
    اشک در چشم ترم رقصید
    عشق در قلب و سرم جوشید
    باز هلهله شد
    حاشا ولوله شد
    ماه خندید
    حاشا که پی بندید
    سرو من گریید
    دل من شورید
    آرام زمزمه کردم:
    آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
    بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
    #زینب

        1. خیلی خوشحال شدم واقعا ممنون می دونین آخه من اینو زنگ ادبیات جلو معلممون خوندم کلی خندید تهشم گفت شعر طنز و خنده داری نوشتی ارزش نمره دادن رو داره:|||||||||||| یه خورده حالم گرفته شد فک کردم خوب نیست شعرم ولی خیلی با نظراتون خوشحالم کردین آجیام.مرسییی

          1. زینب جان این معلم های مدرسه رو بی خیال، قشنگه
            من خودم شعر می نویسم.
            یه بار شعر نوشتم، معلمه گفت خیلی خوبه که شعر میگی ولی شعرت غمگینه از انشا م هم نمره کم کرد گفت خیلی منفی فکر کردی.
            در صورتی که انشا م و همون شعر رو برای مقدمه رمانم قبلا نوشته بودم و همه تائیدش کرده بودن و گفته بودن از نظر ادبیاتی مشکلی نداره و اینم یه ایده ی جدید توی این موضوع هستش.
            آخر هم معلمه قبول نکرد که نکرد گفت از خودت طرح جدید ارائه دادی و با حرف هات تناقض داشت با حرف دیگران، فقط میشه گفت چون جذاب و جدید بود نمره میدم.
            من که نفهمیدم آخر خوب بود یا بد😂😂😂
            شما فهمیدید بگید که منظوره معلمه چی بود؟

    1. وایییییییی زینب من تازه اینو خوندم دختر معرکسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس عاشقش شدم فوقالعاده بود .معلمت ببخشیدا واسه خودش یه گوهی خوردهههههه

      واقعا براوووووووو

  10. زینب جان به نظررم خیییلی قشنگ بود, مخصوصا شصت درصد اخرش خیلی بهتر از چهل درصد اولش بود, فقط چنتا نکته بگم بهت؟… با اجازه؛ ( البته من چیزی نمیدونم ولی احساس میکنم اینطوری بهتره): توی یه شعر نو و ادبی واژه ی شنفتم و کوشی کجایی زیاد جالب به نظر نمیاد…و یا به جای دزدید ان نگاهش را بگی دزدید نگهش را، وزن بهتری داره….و تو مصرع دوم به جای وز خستگی بر تخته سنگی بنشستم, بهتره بگین:وز کمال خستگی بر لب یک سنگ نشستم( البته این فقط یه پیشنهاده مطمعنا خودت ذهن خلاق تری داری)… جدا از شعری که گفتی, شجاعت قلم به دست گرفتنت قابل تحسینه .. من عاشق ادبیاتم تو کلاسای تقد ادبی و مشاعره و داستان نویسی ( تابستونا) شرکت میکنم… موفق باشی.. اگه بازم شعری نوشتی خوشحال میشم برامون بگی…

    1. قربوت جیگر حتما مرسی از راهنماییت آخه میدونی کلاس نهمم هنوز بهمون وزن و اینارو یاد ندادن به خاطر همین یه خورده بد شد

  11. زن عشق می کارد و کینه درو می کند… دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر… می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی… برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی…در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو…او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی… او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی… او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد… او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی… او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر…. و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد… و قرن هاست که او عشق می کارد و کینه درو می کند چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع. قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند…و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد…!
    دکتر علی شریعتی

  12. واااای آرام ینی عااااشقتم با این متنت…. مرررسیییی مررسیییی مررررررررسیییییییی….. خیلی خوب بود حال کردم…. عااالیییی…. دونیا د مین گوزل اولسا بیر سنین تکین اولماز ( تو دنیا هزار تا خوشگل باشه یکیشم مثل تو نیست!)….

              1. محال ِِمن تورو فراموش کنم دختر…

                بهترینمی ایلینم 😘😍😄🥰😍😘🤩🥀💐🌸🌷⭐️🌻💕❣️💚💙💛🧡❤️💜💞💝😘🥰😘😘😘

  13. کاش یک نفر پیدا شود…
    دستش را روی شانه ی شب بگذارد،
    با مهربانی یا حتی تشر بپرسد: دردت چیست؟!
    شب درد دارد،
    من این را سال هاست فهمیده ام،
    فهمیده ام دردش را به تنهایی تاب نمی اورد
    و اضافه اش را روی سینه شب زنده داران میگذارد…
    شب یک مرگیش هست!
    مطمعنم یک جای کار آسمان می لنگد،
    وگرنه بیخود و بی جهت که نمیشود گوشه گیر باشد…
    حتما یک نفر، روزی،
    روزگارش را سیاه کرده است
    که حالا اینقدر تاریک،
    پشت نور کم فروغ ستاره هایش پنهان می شود
    و ابر هایش،
    ماهش را می پوشانند…
    شاید زمانی، ماهش را کسی،
    قصد ربودن داشته است….
    زینب ایلخانی

      1. ممنوونم آرام و نفس و مرجان و یااسی….. عاشقتونم… کسایی که خودشون ذوق و قریحه ذاتی داشته باشن از شعری لذت میبرن….

  14. وااای یه چند وقتیه بیش از اندازه درگیرم•سرم نسبتن شلوغ شده دوستان میبخشید• اول از همه دیدم که مدیر گرامی و محترم عکس یکی از هنرمندهای؛قدیمی•کلاسیک•نوستالژی رو گذاشتن😉😀😁😃😄😅😆😘😍😎😋😊😂😙😚☺😏🙄🙂🤗😇👼🙋✌🤘👌👍💋💘❤💙💗💖💕💔💓💝💞💟❣💌🌺🌻🌼🌷⚘🌹🏵💮🌸💐🍑🍇🍓🍒🍏🍐🍋🍁 نمیدونید چقدر خوشحال شدم تو چشمام چلچراغونی شود😀😁😍🕊😘 من لئوناردو دیکاپریو رو از ۳سالگیم که فیلم🎬📀تایتانیک{دوستان خوف نکنید با کلی م•م•ی•ز•ی و س•ان•س•و•ر) ازش دیدم ازش خوشم اومد همراه با اون دختره؛کیت به نظره من زوج عالی رو تشکیل داده بودن تو اون فیلم☆○○○○ خانوادمون عاشق این فیلم بودن مخصوصن خاله کوچیکم○ درهرصورت متشکریم مدیر عزیز🌺🌻🌼💮🌸

  15. آیلین جون؛ _آیلین جون♡آره گلم؛ لیست۴مربوط به فیلم• سریالهای ایرانی بود همه این سریالهایی که شما گفتی مربوط به نمایش خانگی بود○ من همش یاچندقسمتش دیدم یا پوسترش تو سوپرمارکتهاو سی دی فروشیها دیدم بعد رفتم آمارش تو اینترنت درآوردم {یعنی کلن آماره همشون دارم○○○) به نظره من قبل از همشون دندونطلا و شهرزاد قشنگ بودن بعدهم عاشقانه○
    کلن به نظره من اول سینما بعد الان هم نمایش خانگی قشنگ♡ پیشنهاد میکنم سریال؛دندونطلا‌ یا رقص روی شیشه یا اَبله روهم ببینی تو ترسناکها سریال؛احضار هست•
    الان هم که سریال زهرمار اومده، فیلمهای سینمای جدید روهم نگاه میکنم میگم••• درموردفیلم•سریالهای خارجی{لیست۵)من منظورم فقط فیلمهای دوبله نبود• همه جور فیلم•سریالی  که دوستدارید از هرکشوری(چه زبان اصل همون کشور چه دوبله○فرقی ندارههه) باهر موضوع• ژانری فعلن بجز ژانر؛ وحشت•ترسناک••

      1. ممنون عزیزم😘🤗 راستش پوسترش تو سی دی💿 فروشی و سوپر مارکت دیده بودم(مثل بقیه؛ فیلم•سریالها) اتفاقن بازم دوباره فرزاد فرزین توش بازی میکنه○ وااای چند وقته یسری این خواننده هاهم تو بازیگری پُر کار شدن قبلن ها ای تکوتوک فیلم سینمایی بازی میکردن الان یسری هاشون من تو این نمایش خانگی هازیاد میبینم😉😀😁 از جمله همین؛ فرزاد• من تو اینترنت یه تیکه این سریال دیدم• نشوندادن که اون تیکه کوچولو رو از روی پسران فراترازگُل{سریال کُره ای محبوب زمان ما• ما اون زمان نوجون۱۳•۱۴ساله/ اول تاسوم راهنمایی/بودیم ) کپی کردن• که به نظره من هههیییچچ عیبی نداره😉😀😁

  16. (Hana) هانا ی عزیز؛ راستش من۳سالم بود خالم آهنگ•ترانه های آقای اِمراه( اِمره اردوغان ایپک) و آقای تارکان(تارکان تِوِت اوغلو ) رو خیییلی دوستداشت و گوش میکرد• چندسال بعدش هم آقای اِمره یه ترانه با شهیاد خودمون خوندبه نام؛بی توهرگز• چندسال(شاید۱۰تا۱۳) بعدهم سریال غم هجران با بازی این خواننده پخش شود/شایدسال۹۱تا۹۳دوبله پخش شود / •
    بعدهاهم خودم عاشق ترانه های تُرکی شودم بیشتر ازاین خواننده ها خوشم اومد○👇
    (یعنی در اصل موزیک ویدیو هاشون تو؛ م•ا•ه•و•ا•ر•ه نشونمیداد یا آهنگ متن سریالهای دوبله بود)؛
    آقای مصطفی صندل• مراد(مورات دالیکلیچ)• مصطفی جِجلی• ایلیاس یالچین تاش• اییرم درجی/دختر•خانم/•
    یکی از اساتید هم هست که ترانه هاش محشره جناب آقای؛مورات جِجلی • مخصوصن ترانه؛ بوآکشام اولوروم•• که از روش چندین نسخه فارسی خوندن• ( الان هم که تو ج•م ; آ•ز همش ترانه های تُرکی پخش میشه○○ ) هرکدوم خوشم بیاد میرم میگردم تو اینترنت پیداش کنم○

  17. خییلی شعرایی که گفین قشنگن کاش منم یه همچین استعدادی رو داشتم ممنونم از همگی شب خوبی داشته باشین اگه دیگه نیومدم حلالم کنید بچه ها …. اگر روزی بیامد دلبر ما بگویید … بی تو شبی از آن کوچه گذشتش … بی تو هرگز با تو شاید بابا نه نهمم نزارن … حال روحی در حال حاضر زیر صفر یا شایدم طبقه ی منفی زیر زمین خخخ…..

    1. شعرا رو که مانگفتیم فقط خوشمون میاد اینجا مینویسیم ( البته غیر از زینب جان)…. حال روحیت چرا بده؟! توعم نری خودکشی کنی یهو!…

      1. ددم وای دلبرت که سکته می کنه!منم باور کن استعداد خاصی ندارم یهو نمیدونم چی شد جوگیر شدم نوشتم دیگه…

      1. 😂😂😂😂بدبختی هیچکی رو هم نداریم که
        الان که فکرمیکنم میگم کاش گذاشته بودم زندگیم هدفدار بشه🤔🤔🤔

  18. _ ترانه•آهنگهای کره ای روهم ۱۰•۱۲سال پیش یکی از ترانه های سوپرجونیور تو؛م•ا•ه•و•ا•ر•ه نشونداد بعد همون زمان• (روزها) یکی از دوستام یک سی دی پراز ترانه و موزیک ویدیو بهم داد گروه Ss501 از اونجا شناختم○ بعد اون هم گروه های اینفینیت روهم تو م•اه•و•ا•ر•ه دیدم و اِکسوو روهم هم دوستم آهنگش برام فرستاد(تلگرام) بعد هم خوده بکهیونی رو توسریال عاشقان ماه دیدم {الان هم که ج•م کووریاا و ترانه موزیک ویدیو های کره ای از هرکدوم خوشم بیاد میرم تو اینترنت اسم اون گروه پیدا میکنم😉😀😁•••••••)
    ترانه های امریکایی روهم برادرم این خواننده جدیداش رو بیشتر دوستداره امامن یکمی بیشتر از بقیه اون؛قدیمی•نوستالژی•کلاسیک هاشون رودوستدارم مثل ترانه های؛اُستاد اِستیون تایلِر _ مرحوم•اُستادمایکل جکسون _
    مرحوم•اُستاد جرج مایکل _ اُستاد برایان آدامز_//خانم مدونا_ خانم سِلن دیوون _
    //مرحوم خانم ویتنی هیوستون جنیفرلوپز•ماریاکری•بیانسه•شکیرا _
    گروه های؛ ایگلز _مادرن تاکینگ_ ایس آو بیس _

    اِنریکه ایگلاسیاس_بریتنی اِسپیرز _
    کِلی کِلارکسون _
    و•••••••••••••

  19. نیو شاجااان… منم عاشق دیکابریو هشتم و تقریبا همه فیلماشو دیدم مثل تایتانیک, اینسپشن, رومعو ژولیت, گرگ وال استریت, مردی با نقاب اهنین, اگه میتونی منو بگیر و …. از سریالا هم احضار و رقص روی شیشه رو چند قسمتشونو دیدم, ولی کامل نه… از خواننده هام که الیااااسو خیییییلییی دوست دارم, بازم میگم خاک تو سر دختری که ولش کرده… ینی خاااعک….

    1. چه جالب عزیزم (همینطوری که☝بالاگفتم) من هم لئوناردو رو از ۳سالگی میشناسم{از صدقه سری فیلم🚢⛴🛥🛳 تایتانیک😉😀😁)
      من یه فیلم دیگه هم نوجون بودم ازش دیدم اسمش یادم نیس؛ اما درمورد۲برادر دوقلو بود که اینها فکرکنم ش•ا•ه•ز•ا•د•ه بودن{از اون قدیمی•کلاسیک•نوستالژی•ها) نمیدونم تو چه سالی یا چه صده وچه عهدی بود•• فقط قیافه هاشون منو یاده زمان پ•ش•ا•ه لویی۱۶ یا ملکه ویکتوریا مینداخت😀😁 فیلم؛ اگه میتونی منو بگیر••• رو هم پیش پرده• تیزرش• رو دیده بودم •

      1. نیوشا خب همون دوتا داداش دوقلو بودن که یکیشون بیست سال تو زندان بود… اسمش مردی با نقاب اهنینه….the man with the iron mask….

  20. یادم رفت تولیست خواننده های خارجی این اساتید رومعرفی کنم؛ خانمها؛ امل ساین {که من تو بچه گی یه فیلم🎬محصول مشترک؛ایران و تُرکیه خیییلی قدیمی• کلاسیک•نوستالژی• از ایشون دیده بودم بافکرکنم استاد ایرج قادری هم بازی بودن یعنی پارتنر بودن ) و سیبل جان• جناب آقای• ماهسون(این۲نفر هم فکرکنم از خواننده های محبوب مورد علاقه خاله کوچیکم بودن ) خواننده های امریکایی هم ؛ جناب استاد• جان لِنون

      1. چقد شما اطلاعات عمومی دارین ماشاءاالله من داخلی هارو که اصلا نمی شناسم خارجی ها هم فقط جوکرو می شناسم که البته معرکس

  21. سلن دیون جزو یکی از شاهکار های هنریه که فکر نکنم دیگه مثلش پیدا بشه… آهنگ my heart که برا تایتانیک خونده اشک ادمو در میاره… من که کلی گریه کردم مخصوصا جاایی که جک داشت غرق میشد داشتم خودمو میکشتم!…. مایکل جکسون رو هم خیییلی دوست دارم… یه مدت داشتم تمرین رقص پاشو میرفتم هی از اینترنت فیلم اموزشی میگرفتم ولی نشد استعداد نداشتم اصلا!… کم مونده بود دست و پامو بشکنم!… با انریکه هم به واسطه معلم زبانمون آشنا شدم و یه جورایی چون اون دوسش دارم منم دارم….اهنگ نامبر وان و سوبه ملا رادیوش( اسپانیاییه) خییلی قشنگن…. الانم جدیدا اریانا گرند و عدل خییلی گوش میدم… یه زمانی رو تیلور قفلی بودم ولی ولش کردم….

  22. اون فیلم کلاسیک رمئوژولیت من از بچه گی فقط اسمش شنیده بودم بعدن تو اینترنت بیشتر دربارش مطالعه کردم( البته فکرکنم خانوادم این فیلم دیده بودن• به گفته مادرم ) در مورد سریال ایرانی ها* نمایش خانگی؛ رقص رو شیشه روهم من هم چندقسمتش دیدم { اگر دیده باشی بابک جهانبخش یه ترانه• موزیک ویدیویی برای سریال خونده بود؛ اون موزیک تو م•اه•و•ار•ه نشوندان من چون خوشم اومده بود دوباره تو اینترنت هم دیدم• بعدن شنیدم قراربودکه تو خوده سریال هم بازی کنه مثل فرزادفرزین توسریال عاشقانه• تازه داشتم خوشحال•ذوق مرگ میشودم😉😀😁🤗😍 که سریال بدون هیچ دلیل قانع کننده ای ناقص رها شود•••• شایعه شود کارگردان و تهیه کننده بودجه کم آوردن و بازیگران هم ازناراحتی و عصبانیت فیلم ترک کردن😳😵😨 😱 ] اما احضارهمون موقع که اومده بود فقط پوستر• عکسش دیده بودم و تازه تو اینترنت خلاصش خوندم•••

  23. اره فرزاد تو مانکنم خیلی خوب بازی کرده… ولی از حاشیه های رقص روی شیشه چیزی نمیدونم…. گفتم که دوسه قسمتشو دیدم…

  24. اره فرزاد تو مانکنم خیلی خوب بازی کرده… ولی از حاشیه های رقص روی شیشه چیزی نمیدونم…. گفتم که دوسه قسمتشو دیدم….

  25. پریسا خانوم به نظر من اون دختر هر چه سریع تر بیخیال شه بهتره
    درسته فراموش کردن سخته ولی خب بالاخره میشه
    اولش منتظر پیام یا زنگی بعدش بیخیال میشی فقط گاهی اوقات یه حرفی یا یه اهنگی یادت میندازه اونو
    ولی در نهایت بعد یه ماه فراموش میکنی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

codebazan