رمان استاد خلافکار

رمان استاد خلافکار پارت ۵۹

 

با فاصله ای کم از صورتم غرید
_حواست باشه چی میگی هانا… اگه نمی‌خوای دندوناتو تو دهنت خرد کنم.
محکم هلش دادم عقب و گفتم
_در اصل اونی که باید مواظب حرف زدنش باشه تویی!
نگاهش و به سر تا پام انداخت و گفت
_زن من حق نداره با این ریخت و لباس بگرده برو عوضشون کن.
کلافه گفتم
_آرمین دامن که نپوشیدم. شلوار پامه!
دستش و به عمد روی پام گذاشت و گفت
_شلوارت کم از بیکینی نداره.
با حرص نگاهش کردم.با اون نگاه لعنتیش زل زد بهم و ادامه داد
_اگه تا حالا طعم تو نچشیده بودم با دیدن این ریخت و قیافه یه رابطه ی کامل و باهات تصور می‌کردم.
انگشتش و از روی گردنم سر داد پایین و گفت
_سند همه ی اینا به نام منه!کسی حق استفاده ازش و نداره.
با طعنه پوزخند زدم
_باغیرت شدی. محض اطلاعات من چهار ساله دیگه تعلقی به تو ندارم
اخم کرد
_تو توی تک تک لحظه های این چهار سال مال من بودی.اما نگران نباش! بچه م که به دنیا اومد شرت و کم می‌کنی و برای همیشه متعلق به خودت میشی اما تا اون موقع کسی چاک سینه تو نمی‌بینه!

عقب ڪشید و خیره نگاهم ڪرد. با حرص به سمت اتاقم رفتم.
فعلا دور دست تو افتاده آرمین خان اما نوبت منم می‌رسه.
* * * * *
با شرمندگی گفتم
_متاسفم میلاد.
دستش و لای موهاش برد و ڪلافه توی اتاقم قدم زد.
_می‌دونستم، می‌دونستم تهش این میشه.من… من به خاطر تو بی‌خیال بچم شدم،به خاطر تو اجازه دادم زنم بچه مو بگیره و برای دختر تو پدری ڪردم به امید اون روزی ڪه تو هم قبولم ڪنی.
اشڪم سرازیر شد و گفتم
_متاسفم، اما من نمی‌تونم از دخترم بگذرم.آرمین هم دست برنمی‌داره.
_هه…بازم تسلیم اون میشی.
ڪلافه گفتم
_به خاطر آیلا مجبورم. حالا ڪه فهمیده زنده‌ایم هر جای دنیا هم برم پیدام می‌ڪنه و دخترم و ازم می‌گیره.
سڪوت ڪرد. اشڪامو پاڪ ڪردم و بلند شدم
_من نمی‌دونستم این طوری میشه وگرنه…
_وگرنه بهم امید الڪی نمی‌دادی نه؟
چیزی نگفتم؛ با سر و صدای آیلا متعجب گوشامو تیز ڪردم ڪه همون لحظه در باز شد و آیلا و پشت سرش آرمین اومدن داخل.
آیلا با دیدن میلاد با خوشحالی به سمتش دوید
_بابا جونم!!!
نگاهم روی آرمین افتاد ڪه مثل برج زهرمار یه نگاه به من و یه نگاه به آیلا انداخت.
میلاد چند لحظه آیلا رو توی بغلش گرفت ڪه آیلا با هیجان گفت
_نگاه آرمین جون برای دیدن من اومده این‌جا… تازه الانم می‌خواد بهمون شام بده. تو هم بیا بابا لطفا…
میلاد نگاه معناداری بهم انداخت ڪه آرمین عصبی غرید
_چشاتو بردار از روش تا ڪورت نڪردم

متعجب بهش نگاه ڪردم. باورم نمیشد جلوی آیلا این طوری حرف بزنه.
میلاد پوزخندی زد و از جاش بلند شد.
از ترس اینڪه دعوا بشه نگاهم بین دو تاشون می‌چرخید.
خداروشڪر ڪه میلاد مراعات آیلا رو ڪرد.
خم شد و صورتش و بوسید
_امشب نمیتونم بیام بابا… یه شب دیگه با هم میریم باشه؟
آیلا سر تڪون داد ڪه میلاد به سمتم اومد.. دستش و به طرفم دراز ڪرد و گفت
_فعلا ڪاری نداری؟
بدون نگاه ڪردن به آرمین جواب دادم
_نه… می‌بینمت!
سری برام تڪون داد و بی اعتنا به نگاه های بد آرمین از اتاق بیرون رفت.
با رفتنش آیلا تند بالا پرید
_مامان… جمع ڪن ڪه می‌خوایم با آرمین جون بریم یه شام خیلی خوشمزه بخوریم.
قبل از اینڪه من حرف بزنم صدای آرمین در اومد
_استئفا تو از این خراب شده بنویس
نگاهی به آیلا انداختم و گفتم
_بعدا راجع بهش حرف می‌زنیم
به سمتم اومد و یه ڪاغذ از روی میزم برداشت.
خودڪارش و از جیبش در آورد و گذاشت روی ڪاغذ
_بنویس!
صدام و آروم ڪردم
_نمیتونم به همین راحتی ها استعفا بدم.
صورتش و جلو آورد
_برای فردا بلیط گرفتم،دارم بهت لطف می‌ڪنم ڪه میگم استعفاتو بنویس!
متعجب گفتم
_اما من ڪارم اینجا…
محڪم حرفش و زد
_بنویس هانا…
ڪلافه نگاهش ڪردم و خودڪار و از دستش گرفتم.
باورم نمیشد حالا ڪه بعد این همه مدت می‌خواستم پیشرفت ڪنم اون میخواست مانع بشه.
استعفامو نوشتم و امضا ڪردم ڪه برگه رو از دستم ڪشید و از اتاقم بیرون رفت.
نگاهی به آیلا ڪه با چشمای گرد به ما نگاه می‌ڪرد انداختم.
این بچه چه گناهی ڪرده بود ڪه پدرش یه روانی بود؟

* * * * *

🍁🍁🍁🍁
🆔 @romanman_ir

admin

چشمانی داشته باش که بهترین ها را می بیند، قلبی که بدترین ها را می بخشد، ذهنی که بدی ها را فراموش می کند و روحی که هرگز ایمانش را نمی بازد

‫267 نظرها

  1. اگه کامنت منو خونده باشی متوجه میشی دارم میگم اون رمان داره پارت گذاری میشه همه جا حتی کانال خود نویسنده فقط اینجا نمی‌زارن دوست عزیز

    1. اولن اینکه ادمین گف ماله نویسنده اصلی نیس و یکی رو جو گرفته داره مینویسه
      دومن اگه تو دوست داری پاشو برو همونجا ها بخون نیا اینجا هعی بگو پارت گزاری نمیشع!
      نمیشه که نمیشه چیکار کنیم ما الان برات ، شاید ادمین دوست ندارع بزاره اصن تو برو به همون نویسندع و ادمینی اعتماد کن که داره الکی مینویسه

  2. دلم میخاد برف بازی کنم ولی نمیتونم
    ساشا چیکار کنم گردنم خشک شد از بس صاف گرفتم 😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢

      1. ادمین داداش پارت قبلی گفتی که یادآوری کنیم که این پارت عکس رابرت پتینسون رو بزاری …..

        لطفا یادت نره ، بخاطر ایلین 🙂🙂

        1. بچه ها اینجا کسی از نیشابور هم هس یامن فقط تنهام .
          راستی متولد ۷۹چی داریم ایا .یا بازم من تنهام .

  3. سلام دوستان نظر میخام
    از بین رمانای: گناهکار -متجاوز دوس داشتنی من – اسطوره-اگه گفتی من کیم -هکر قلب -تقاص -جدال پر تمنا -…..بقیشو یادم نمیاد!!
    کدومارو خوندین ؟
    کدوما بهترن؟

    1. من بیشتر زند وکیلی گوش میدم
      لحظه شیرین/ به سوی تو/رفتی/شهر حسود/باهار شیراز/ترشرو/باورم کن/بهترین آهنگای زند وکیلی هستن
      آهنگ رگ خواب همایون شجریان هم خیلی قشنگه

    2. دوره گرداززیبارحیمی/ماه قشنگم ازعلی یاسینی/حواس ازسهیل مهرزادگان/دلبرازامین رستمی/عشق اول ازاشکان تصعدی/دل ازفرشادازادی/میخوامت ازمیثم ابراهیمی/چالش ازامیدعامری
      همشون به نظرم عالین😍😍😍😍😍😍

    3. جیگیلی جیگیلی از امیر تتلو هم خوبه حالتو جا میاره 😀😀
      من هر وقت بهش گوش میدم ناخوداگاه شروع میکنم به رقصیدن…💃💃

  4. ادمین ،شماکه از سیستم واینترنت بیشتر سررشته دارین ،نمیشه یه جوری واسه چد دقیقه سرعت نتو برد بالا؟
    دو هفتس میخوام ماشین ثبت نام کنم اما هر کاری میکنم نمیشه . سرعت نتمم ۱۶مگ در ثانیه است
    اما نمیدونم چرا هر سری تا صفحه ایرانخودرو باز میکنم ثبت نام تموم میشه !!

    1. ثبت نام در ایران خودرو ربطی به سرعت شما نداره چون هر چقد هم سرعت داشته باشین فک نمیکنم بتونید ثبت نام کنید
      فقط چن تا نکته میگم شاید به دردت بخوره
      زمانی که میخوای ثبت نام کنی حتما راس اون ساعت که ایرانخودرو میگه ثبت نامتو شروع کن حتی راس اون ثانیه باید باشه
      اگه اطاعات شماره ملی و سایر اطاعات تو سایت ثبت شده که هیچ اگه نشده نرم افزار فرم پر کن خودکار هست با اون اطاعاتتو بهش وارد کن وقتی وارد سایت شدی خودش برات به طور خودکار پرکنه البته من خودم باهاش کارنکردم و فقط شنیدم
      اما دومین کار اینه بری تو نمایندگی های یکی از ایران خودرو به یه نفرشون زیر میزی خوب بده بگو برام یه ماشین ثبت نام کن چون اونا به صورت مستقیم به سرور وصل هستن فک کنم این بهترین راهه

        1. راس میگه غیراز این نمیشه
          حالا فردا خودم انجام میدم اگه شد که هیچی وگرنه یه زیرمیزی گیرو باید پیدا کنم

      1. زیر میزی خوبشون ۱۰تا۱۲ میلیونه
        هرچیم قیمت ماشی بالاتر باشه باید بیشتر بدی
        ممنونم که جواب دادی

  5. سلام بچه ها خوبین خوشن حال و احوالاتون چطوره؟ اومدم خدافظی کنم
    میدوم غم دوری از من برای همه سخته ولی خوب هر اومدنی یه رفتنی داره خخخ
    بگذریم اگه کسی خوبی دید که نوش جونش بدی هم دید ایراد از چشماش بوده که من توصیه ام اینه حتما به یه چشم پزشکی مراجعه کنه;-) 😉 😉 ولی بدون شوخی کسی ازم ناداحته دیگه نباشه
    سورن دادا امیدوارم کنار خانوادت بهترین هارو تجربه کنی و یه پدر نمونه واسه بچت بشی
    داش سجاد زیاد وقت نشد باهم اشنا بشیم ولی از مرامت خوشم اومد استادم بودی هرروز میبردمت فرحزاد;-) 😉 ایشالا یه سرم به دانشگاه ما بزنی ببینیمت
    بقیه هم که من همه اسما یادم نمیمونه ولی همه ی خانما امیدوارم تو درس و زندگی موفق باشن و تنشونم سالم باشه
    ادمین دادا تو هم خسته نباشی ایشالا زن بگیری خوشبخت شی
    کسیم جا موند دیگه ببخشه
    از طرف مرصاد :-*

    1. بدرووووود
      به سلامت
      از دوران جاهلیت در اومدی آفرین
      کسی هم ازت ناراحت نیست برو خوش باش👍👍👍👍👍👍👍👍👍

      1. سلام ستایش خانم جایی که نه ولی ترم اخرمو پایان نامه و اینا دیگه اصلا وقت نمیکنم سر بزنم خدا ازتون راضی باشه:-);-)

        1. آقا مرصاد من که ازتون راضی نبودم چون رفتارتون اصلا با من یکی خوب نبود
          حالا ناراحتت نمیکنم برووو امیدوارم موفق باشی

    2. واییی اقا مرصاد ایشالا رفتنون به خوبی و خوشی باشه ما که دلمون واسه شماو کامنتاتون تنگ میشه ماشالا مثل داداش کوچیکترم دوست داشتم ایشالا خوشبخت باشی تو هم و به شادی بگذرونی

    1. بیا برادر /خواهر من چه اشکالی داره جانم ولی همین الان بگم دو روز دیگه نیای به ادمین عزیزم و عشقم و فدات و ….بگی هااااا…
      ما رو داداش ادمین غیرت داریم یهو میبینی سیم کشیمون قاطی میکنه میزنیم به سیم آخر …😉

        1. خوشبختم عزیزم ..‌.
          بابا شوخی کردم ، ادمین داداش ماست و تو هم خواهرمون …
          فقط اگه میشه و دوست داری اسمتو بگو که بتونیم صدات بزنیم اخه A.Z یه جوریه …

  6. ارام جان تو کانال تلگرامش هر روز پارت میزارن ولی نمیدونم چرا اینجا سه روز طول میکشه تا پارت بزارن
    😐😐

  7. واقعا خسته کننده شده بعد از ۳ روز اونم یه پارت کوتاه باید بخونیم تا کی نمیخوای ادامه بدی دیگه تمامش کن

  8. بچه ها میشه یه راه حل بهم بدین ممنون میشم .اگه بایه پسر که خیلی هم باهاش صمیمی هستی دعوا کردی چجوری از دلش در بیارم

    اگه تا دوروز دیگه نظر بدین ممنون میشم

      1. اون ک واس دختراس ادمین😂
        ولی ستایش
        بستگی دارع دعوا رو کی راه انداخته باشه
        اگ پسرع شروع کردع پس تو بیخیال شو تا خودش بیاد 😊
        ولی اگ خودت شروع کردی باحالت خیلی لوس (ک مخصوص دختراس😬)برو ازش معذرت خواهی کن

        1. باورکن پسرا بیشتر پاستیل دوس دارن
          من یه معلم ریاضی داشتم هر وقت بچه ها میخواستن ازش نمره بگیرن براش پاستیل و پفک میگرفتن
          البته من هیچ وقت واسه کسی پاستیل نگرفتم والا !!کیلیو ۱۰۰ تومن پاستیله ،مگه مریضم بدم یکی دیگه بخوره

        2. تقصیره خوده نفهممه ای کاش لال میشدم اون حرفارو بهش نمیزدم عین سگ که هیچ عین میمون پشیمونم از کارم

          1. من پسر عموم اومد بهم گفت ستایش حالا که انقدر رمان میخونی بشین یه ذره درس بخون منم یهو قاطی کردم گفتم به تو چه که من درس میخونم یا نه هر موقع قدم نحستو از خونمون گذاشتی بیرون منم درس میخونم بعد دیدم واییی چی گفتم من .منی که انقدر پسر عمومو دوست داشتم تمام عصبانیتمو سر اون خالی کردم .بعد از دیروزه رفته خونه دوستاش از این حرصم میگیره هیچی بهم نگفت فقط سر تکون دادو رفت

            1. به نظر من ببرش یه جای دنج و حضوری ازش معذرت خواهی کن اینجوری بهتره تا ایکنه بخوای زنگ بزنی یا تکست بدی …..
              یکم هم قربون صدقش برو مطمعنن خیییلی دوست داره مثل بقیه پسرا …

              و در آخر موفق باشی ابجی گلم ….

              1. اره باید همین کارو بکنم بخاطر همین اگه مامانم اینا تا دو روز دیگه بیان میپرسن چرا اینجوری شدهه پسر عموی منم راست گووووووووو همه چیو میگه و در اخر من بدبختم .ببخشید اگه زیاد نمیام اینجا چون هی میرم خونه دوستاش تا باهام حرف بزنه تا راضی کنم ببخشتم خیلی کار بدی باهاش کردم

          2. بلا نسبتت عزیزم
            عذر خوانی و بگی که خودتم از رفتارت پشیمونی ،حله
            اگرم خواستی کادو بگیری ،براش یه کتاب خوب بگیر

    1. ستایش اصلن خودت و کوچیک نکن
      نری مثل این دختر سوسول ها ی کادو بگیری بگی ببخشید غلط کردم
      اصلن این کارو نکن
      خودش بالاخره کوتاه میاد میاد عذر خواهی
      خودت و کوچیک نکن

    2. نیاز نیست کاری کنی میری مثل یه آدم پرو انگار اتفاقی نیوفتاده معمولی حرف میزنی اول یکم با دهن باز بهت نگاه میکنه بعد خودشم دیگه به روت نمیاره😊😊😊

  9. آزاده والا تو ازمن هم سالم تری
    منم از بس تو سرم زدم و مو هام و کندم اینقدر به خودم چنگ زدم خودم و کشتم میخواستم رگ مو بزنم دو ساعت دیگه باید برم امتحان بدم هنوز تموم شده میخوام نصفش و هم برم تو مدرسه خدا رحم کنه زیر ۱۰ نده که میرم این پسرا رو زنده زنده میسوزنم

  10. تو این همه پارت فقط فهمیدیم هانا مرد و زنده شد و اینکه لیلی معلوم نیس فازش چیه یه شب با این یه شب با اون😑😑😑😐

  11. من از پارت یک تا ۵۹ رو تو دوروز خوندم😐😐😐چقدر کم نوشتن!!!!؟حیف تلگرام فیلترشد خیلی وقت پیش تو کانال استاد دانشجو دیدم‌ نویسنده شروع کرده بود به نوشتن😐😐😐😐

    1. دمت گرم خسته نباشی منم یه بار یه همچین کاری کردم دهنم سرویس شد تازه اتفاق بد شم اینه که اینقدر میخوانی تند تند تا به آخرین پارت برسی بعد مجبور میشی صبر کنی تا هر چند صد روزی یه بار نویسنده دو خط پارت بده بیرون
      من که به کل داستان رمان یادم رفته و فقط نظرات دوستان رو میخونم

    2. عزیزم تو کانالش هم همینجوریه
      تا همینجا نوشته هرشب چهار خط میده
      ادمین هم هر سه شب یا چهار شب سه تا چهار تا پارت کانالو تو سایت به صورت یه پارت میزاره

  12. بچه ها منم عین آیلین توی هر پارت بهتون یه شعر تقدیم میکنم
    این شعرهم اسمش کفرنامه کارو هست

    خدا وندا!
    اگر روزی بشر گردی
    زحال بندگانت با خبر گردی
    پشیمان می شدی از قصه خلقت
    ازاین بودن از این بدعت
    خداوندا
    اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
    لباس فقر پوشی وبرای لقمه ی نانی
    غرورت را به زیر پای نا مردان فرو ریزی
    زمین و آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟
    خداوندا
    اگر با مردم آمیزی
    شتابان در پی روزی
    ز پیشانی عرق ریزی
    شب آزرده ودل خسته
    تهی دست و زبان بسته
    به سوی خانه باز آیی
    زمین آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟
    خدا وندا
    اگر در ظهرگرماگیر تابستان
    تن خود را به زیر سایه ی دیواری بسپاری
    لبت را بر كاسه ی مسی قیر اندود بگذاری
    و قدری آن طرف ترکاخ های مرمرین بینی
    واعصا بت برای سکه ای این سو و آن سودر روان باشد
    و شاید هر رهگذر هم از درونت با خبر باشد
    زمین و آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟
    خدایا خالقا بس کن جنایت را تو ظلمت را!
    تو خود سلطان تبعیضی
    تو خود یک فتنه انگیزی
    اگر در روز خلقت مست نمی کردی
    یکی را همچون من بدبخت
    یکی را بی دلیل آقا نمی کردی
    جهانی را چنین غوغا نمی کردی
    دگر فریاد ها در سینه ی تنگم نمی گنجد
    دگر آهم نمی گیرد
    دگر این سازها شادم نمی سازد
    دگر از فرط می نوشی می هم مستی نمی بخشد
    دگر در جام چشمم باده شادی نمی رقصد
    نه دست گرم نجوائی به گوشم پنجه می ساید
    نه سنگ سینه ی غم چنگ صدها ناله می کوبد
    اگر فریادهایی از دل دیوانه برخیزد
    برای نا مرادی های دل باشد
    خدایا گنبد صیاد یعنی چه ؟
    اگر عدل است این پس ظلم ناهنجار یعنی چه؟
    فروزان اختران ثابت سیار یعنی چه ؟
    به حدی درد تنهایی دلم را رنج می دارد
    که با آوای دل خواهم کشم فریاد و برگویم خدایی که فغان آتشینم در دل سرد او بی اثر باشد خدا نیست ؟!شما ای مولیانی كه می گویید خدا هست و برای او صفتهای توانا هم روا دارید!بگویید تا بفهمم
    چرا اشك مرا هرگز نمی بیند؟
    و یا شاید دگر پر گشته است آن طاقت و صبرش
    کنون از دست داده آن صفتها راچرا در پرده می گویم خدا هرگز نمی باشدمن امشب ناله نی را خدا دانم
    عجب بی پرده امشب من سخن گفتم
    خداوندا
    تو در قرآن جاویدت هزاران وعده ها دادی
    تو می گفتی كه نامردان بهشتت را نمی بینندولی من با دو چشم خویشتن دیدمكه نامردان به از مردانز خون پاک مردانت هزاران كاخها ساختند

    خداوندا بیا بنگر بهشت کاخ نامردان راخدایا ! خالقا ! بس کن جنایت رابس کن تو ظلمت را
    تو خود گفتی اگر اهـرمن شهوتبر انسان حکم فرماید تو او را با صلیب عصیانت مصلوب خواهی
    کردولی من با دو چشم خویشتن دیدم پدر با نورسته خویش گرم میگیرد، برادر شبانگاهان مستانه از
    آغوش خواهر کام میگیرد، نگاه شهوت انگیز پسر دزدانه بر اندام مادر می لرزد قدم ها در بستر فحشامی لغزد
    پس…قولت!اگر مردانگی این است به نامردی نامردان قسم نامرد نامردم اگر دستی به قرآنت بیالایم!!!

    1. ادمین فرمودن یک شخصی خودسرانه دارن اون رمانو مینویسن
      نویسنده اصلی ترنم جان، جانه جانان از قطع اینترنت به بعد هنوز پارتی ندادن:|||||||||||||:

      1. تو این همه پارت فقط فهمیدیم خونه مرد و زنده شد و اینکه لیلی معلوم نیس بازش چیه یه شب با این یه شب با اون😑😑😑😐

    1. چرا خبر مرگش بیاد کنه عین کرم آسکاریس میمونه عنتر ای هانا بیشعورم عین یابو هی ب این و اون رو میده آرمین رو زجر میده

      1. اولا فکر میکردم هانا سادست و آرمین هی داره اذیتش میکنه ول بعد فهمیدم نه بر عکس آرمین یه آدم سادست و هانا داره اذیتش میکنه

      1. ادمین جون؟ آیلینو بدم؟ یاسی رو بدم؟ ستایش بدم؟ آزاده بدم؟ مریمو بدم؟ مرجانو بدم؟ هااا؟ کدومو بدم؟
        ادمین : عه عه عه همه شو بدییییین 😂😂😂.
        شوخی میکنم داش ادمین ناراحت نشی ما ی جمع دوستانه ایم من ک خدایی شما رو عین برادرم میبینم. راستی میگم ادمین خان شما ی اسم مستعاری اسم واقعی چیزی برا خودت در نظر بگیر ما هی ننویسیم ادمین ی کم ی طوریه نوشتنش البته هرجور میل خودتونه ی وقت بی ادبی نشه

      2. 💐💐🌷🌷💐💐🌹🌹💐💐🌷🌷💐💐
        فدای تو ادمین جان
        خدایی بهترین ادمینی هستی که دیدم
        که جواب کامنتامون رو میدید
        💕💙💕💙💕💙💕💙💕💙💕💙💕💙

  13. ادمین مگه نگفتی که نام نویسی کنسل کردی ولی من بازم دیدم گذاشتی ثبت نام
    دوباره باید ثبت نام کنیم ؟؟؟؟؟

    1. فعلا اجباری نیست اره میتونید ثبت نام کنید فقط یادتون باشه رمز ورود به ایمیلیتون ارسال میشه پس تو زدن ایمیل دقت کنید

      1. خودش میدونه آیلین جون بچه ک نیست!!!!
        دلم نمیخواد کسی ازم ناراحتی داشته باشه اگه مقصر خودم بودم ک نبودم بازم پیش قدم میشم واسه برطرف کردنش اما اگه حرفیم قبلن زدم بصلاح بوده، الانم دگه اینقد کشش نده عذاب وجدان دارم!! فرقیم نمیکنه چ بشناسم طرفو چ نشناسم مهم شخصیته همیشه داشته ان شاالله موفق باشه

  14. من همچنان دست به دعام امتحاناتونو خوب بدین… اینو جدی میگم…. ولی حسودی کن ! … خوبه برات!… موفق باشی پریسااا… من تو جزایر هاوایی زیر افتاب لم دادم!…

    1. آیلین میشه منم بیام؟؟؟؟
      به خدا حالم داره بهم میخوره معلمامون هم نصف بچه ها رو انداختن فقط دعا میکنم معدل و بالای ۱۵ بشم
      آزاده اقتصاد و که دیدی خوشبحالتون که کم کرده

  15. رزیتا اینقدر زود جواب نده!!!!!!
    من شنبه اقتصاد دارم از ۵ تا فصل ۱ دونه خوندم اونم ۳ ساعت تمام
    خستتته شدم
    آیلین دارم بهت حسودی میکنم😭😭😭😭😭

          1. این جانب بیسم ای لله الرحمن الرحیم زهرا الف متولد ۱۷ مهر ۱۳۷۴ از استان زیبای لرستان شهر مهمون نواز ازنا هستم. البته میدونم هیچ کس نپرسید ولی برا این ک با گل سر سبد دوستانتون آشنا بشین گفتم

            1. چه تاریخ تولد باحالی حالا پسر عمه ی من ۳۰ اسفند به دنیا اومده تو سال های کبیسه واسش تولد می گیرن خخخ

  16. گفته بودم هر پارت شعر می زارم:… نسبت عشق به من, نسبت جان است به تن … تو بگو من به تو مشتاق ترم یا تو به من؟ … زنده ام بی تو همینقدر که دارم نفسی … از جدایی نتوان گفت به جز اه سخن … بعد از این در دل من شوق رهایی هم نیست … این هم از عاقبت از قفس آزاد شدن … وای بر من که در این بازی بی سود و زیان … پیش پیمان شکنی چون تو شدم عهد شکن … باز با گریه به آغوش تو بر می گردم … چون غریبی که خودش را برساند به وطن … تو اگر یوسف خود را نشناسی عجب است … ای که بینا شده چشم تو ز یک پیراهن … . * فاضل نظری *

    1. ممنون آیلین قشنگم
      واااا شما و شعراتون میخونم یجوری میشم همش میگم باس منم چنتا شعر حفظ کنم ولی طرف کتابای شعر میرم ذهنم جوابگو اینقد کلمه نیس یاری نمیکنه لامصب!!خخخ
      فک کنم آیلین جان تو بنویس من بخونم حالشو ببرم ب جون توام دعا کنم

  17. اه که از دست این هانا دلم میخواد خودمو تیکه تیکه کنم،دختره خر پسره رو دوست داره با یکی دیگ قرار میزاره ،اون داداششمممم که بدتر هی خودشو نخود هر اشی میکنه 😠😠😠

        1. نمیدونم استاد اینو دارید میخونید یا ن داشتم کامنتای پارتای اول تا پارت ۲۵ که واسه اولین بار کامنت گزاشتم ،نگاه میکردم
          مهنا رو یادتونه ؟؟؟باهاتون کل کل میکرد؟؟؟؟
          ادمین اولین بار اسمتو شنیدم فک کردم ادمین اسمه پسره آخه همه آدمین مینوشتن من آدِمین میخوندم

      1. دعا…. دعااااا…. دعااااااا……. دعااااااااااااااا……. دعااااااااااااااااااااااا………….. آمین!….

      2. الهییییی😢
        چی شده آزاده ؟؟؟؟؟
        منم الان زیر سرم اونقدر گریه کردم چشام شده کاسه ی خون دختر عمه ی گاوم هم بالای سرم وایساده هی عکس میگیره میفرسته تو گروه خانوادگی ….
        خلاصه بخاطر یه امپول شدم مضحکه دختر ، پسرای فامیل

      3. سلام بچه خیلی ازتون مممنونم
        فک کنم یه ساعتی باشه بهوش اومدم ..
        یه غده نزدیک تیروئیدم ایجاد شده بود که عملش کردم که دکترا تشخیص دادن سرطان بوده اگه عمل نمیکردم الان دیگه زنده نبودم
        خب دیگه بخاطر بخیه ها نمیتونم سرمو تکون بدم
        خدافردوسی

          1. بابا گوشی زیر بالشتم قایم کردم 😂😂
            چون اصرار زیادی کردم وگرنه نمیزاشتن
            وقتی پرستار میاد یا دکتر واسه چک کردن قایمش میکنم
            امشب مرخص میشم
            فردا امتحان اقتصادم کنسل شد چون من با این وضع نمیتونم امتحان بدم

            1. میگم آزاده خانم شمازود مرخصتون نکردن بیمارهای این جوری رو حداقل دوروز بستری میشن تازیر نظر باشن ها

              1. چون شنبه امتحان داشتم مجبور شدن زود مرخص کنن وگرنه امتحانم مساوی صفر بود و هیچ عذری چه موجح و چه غیر موجح قبول نمیشد
                چون درس تخصصی بود ولی چون بابام یه خونه نزدیک بیمارستان گرفته دیگه مجبور نیستم اونجا باشم

            1. هعی
              میدونی خوشحالم کردی با این کارت
              همیشه شرمندمون میکنی ساشا بعد اون بدی هایی که در حقت کردیم

              1. آزاده خانم درد نداری خوبی الان خواهشا دیگه اون قضیه رویادم ننداز اعصابم بهم میریزه
                راستی حواست باشه پانسمانتو عوض کنن وضدعفونیش کنن که خدای نکرده عفونت نکنه واینکه زیادی هم پا گوشی نرو چون مجبوری سرتو هی تکون بدی برا بخیه ات بده ممکنه باز بشه اگه تو بیمارستان ما بودی گوشیتو ازت میگرفتم نمی ذاشتم بگیریش دستت
                خلاصه حواست به خودت باشه

  18. فقط جمله آخر هانا رابطه هانا و آرمین برخلاف بقیه شون اصلا جالب نیس آرمین واقعا روانیه مهردادو ترانه آرش و لیلی خیلی بهتر بودن آرمین و هانا منو یاد امیر و لیلی میندازن

    1. چون همزمان داره چندتا رمان مینویسه
      خلافکار که هم شامل لیلی و امیر گور بع گور شدست هم ارمین و هانا لعنت شده
      از اونور رمان خانزاده حال بهم زنو هم داره پارت میده بیرون
      تدریس عاشقانه هم که کلا رو هواست
      یه رمان دیگه ای همم داره مینویسه که گمونم از عید پارت گذاری داره ولی اسمش خاطرم نیست ولی فک کنم توش (دوست موست یه همچین چیزی داشت)

  19. ادمین جان محض اطلاعت تدریس عاشقانه داره پلرت گذاری میشه بزارش اینجا دیگه انقدر نریم وب سایتای دیگه.قربونت

          1. اگه کامنت منو خونده باشی متوجه میشی دارم میگم اون رمان داره پارت گذاری میشه همه جا حتی کانال خود نویسنده فقط اینجا نمی‌زارن دوست عزیز

  20. بابا نویسنده جان تا کی می خوای این رمانو ادامه بدی فکر کنم تو هم می خوای این رمانو مثل سریال هندی پرواز تا ۴ سال ادامه بدی و دور از خواننده ها می خوای پدر خواننده ها رو در بیاری؟ واقعا دیگه اینقدر کشش دادی حالم داره به هم می خوره.

    1. شما برو سریالهای مثلن از۸تا۱۵فصلی امریکایی رو ببین حتی یسری سریالهای تُرکی و بعضن کُره ای توی هندی ها هم* قبول میکنم•• از همشون فکرکنم طولانی تربود البته من نگفتم دوستندارم من به شخصه سریال و رمانهای چندفصلی رو دوستدارم😉😀😁🤗😘😎🤓🙂☺😚😙👍👌💘❤💙💓💔💕💖💗💝💞💟❣🌸🌹🏵⚘🌷🌼🌻🌺

    1. اهههههههه ما هی میخونیم تا این دوتا بهم برسن این میلاد از راه میرسه هانا هم چرا فرار میکنه؟ مگه ارمین نگفت که عاشقشه؟؟؟؟ که حالا مجبور شه به دروغ بگه حامله اس؟ 🤰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن